🤍🤍🤍

اگه تورو رد کردن، بپذیر.
اگه تورو دوست ندارن، رها کن.
اگه کسی یا چیزی رو به تو ترجیح می‌دن، ازشون بگذار.
همه کسایی که بهشون اعتماد داری و دوستشون داری، وفادار نیستن.
از دست دادن آدمایی که نمی‌خوان تو زندگیم باشن، برام اهمیتی نداره. من کسایی رو از دست دادم که تمام دنیام بودن، ولی با این وجود هنوز حالم خوبه.
برای موندن کسی التماس نکن. کسی که برای تو باشه تا ابد موندنیه.
تو شاید نتونی تمام موقعیت‌ها و عواقبشونو کنترل کنی، اما می‌تونی رفتار خودت و طرز پاسخ بهش رو در مقابلشون کنترل کنی.
همیشه خوب باش.
قطعاً در جایی از زندگیت که انتظارشو نداری، جواب خوبی‌هات رو میگیری.

#لاادری

🕊️🕊️🕊️



تاريخ : دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۳ | 22:39 | نویسنده : بنفشه انصاری |

🤍🤍🤍

برای تمام دوستانم که لطف کردن

و درین لحظات تاریک کنارم بودن

کامنت گذاشتم اگر برای عزیزانم ارسال و تایید نشده

به من خبر بدین، تا دوباره بدون" آدرس" کامنت بدم

سپاسگزارم با تقدیم بهترین آرزوها

برای شما عزیزان و خانواده محترمتان

#پرتو

🕊️🕊️🕊️



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 19:16 | نویسنده : بنفشه انصاری |

🤍🤍🤍

اگر روزی خواستی گریه کنی
مرا صدا بزن
قول نمی دهم بتوانم بخندانمت
ولی می توانم با تو بگریم

اگر روزی برآن شدی که بگریزی
در این که مرا صدا بزنی
هیچ درنگ مکن
قول نمی دهم از تو بخواهم که بمانی
ولی می توانم با تو بگریزم

اگر روزی نمی خواستی با کسی سخنی بگویی مرا صدا بزن
تا با هم سکوت کنیم.

ولی اگر روزی مرا صدا زدی
و من پاسخت ندادم
به نزد من بشتاب
زیرا قطعاً من به تو نیاز خواهم داشت...

#گابریل_گارسیا_مارکز

🕊️🕊️🕊️



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 5:20 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

مشتاق دیدار توام "یارا" غزل خوانم
سرگرم "میلاد" توام نوری به چشمانم

گاهی خیالت می‌کشد از خلوتم بیرون
یارای خوبم با غمت بدجور مهمانم

شب‌ها به یادت با عطش تا چشمه خواهم رفت
شاید که رخ را در خیال تشنه بنشانم

در انتظارت کنار پنجره،گه، چشم می‌دوزم
نام "غزل" یارا به "میلادت" غزل‌خوانم

یارای جانی و جهانم جشن میلادت
صد شاخه گل، در زادروز تو برویانم

یارا تو گفتی تا که می‌آیم صبوری کن
یارای جانم دست ازین شادی نیفشانم


#بنفشه_انصاری_پرتو

#یارا_کوچولوی_عزیزم_زادروزت_فرخنده

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 4:7 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

بی‌تو! نَه، اُمــورِ ایــن جهان، لَنـگ شده
نَه، بیــنِ زمیــن و آسمـــان جَنـگ شده

نَه، کوهْ شده دریا و نَه، دریا شده کوه،
امّـــا... دلِ مــن، بــرای تــو تَنــگ شده


#هادی_خرسندی

🕊️🕊️🕊️



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 2:3 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

بر بال احساس، پرواز عشقم
پایانِ درد وُ، آغازِ عشقم

شادی پس از تو! امکان ندارد
در بسترِ غم، دمساز عشقم

همچون پرنده، بی‌آب و دانه
هم بغضِ قمری، هم باز عشقم

با هق‌هق عشق، رگبار باران
بی ساز و تنبور، شهناز عشقم

در زندگی با، سازی شکسته
می‌رقصم و شوخ، طناز عشقم

در قصرِ شیرین، با یادِ خسرو
مجنونِ لیلا، سرباز عشقم

لکنت گرفته، زخمِ زبان هم،
لب‌های بسته، آواز عشقم


#بنفشه_انصاری_پرتــو
#بداهه

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 2:1 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

دلگرمِ کسی باش، که از آنِ تو باشد
گیراییِ می، در غمِ هجران تو باشد

در قلب‌و دل‌ِیار، چنان ریشه‌بزن‌ که
با هر طپش‌ِقلب‌ِتو در جان تو باشد

#بنفشه_انصاری_پرتو

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:58 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

از آسمان شب،
سراغ ستاره‌ها را می‌گیرم!
سکوت می‌کند ...
انگار همه‌ی ستارگان
به میهمانیِ پنجره‌ها رفته‌اند!
هنوز مرا نشناخته‌اند!!!
تا صبح، بیدار می‌مانم و چشم‌براه:
تا خسته و مست شوند،
و دوباره به سقف خانه برگردند!!!


#بنفشه_انصاری_پرتو

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:56 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

دلتنگی شب، بوسه به غم زد

باران شد و در کوچه قدم زد

عطرِ گُل یاس از "دلِ" خانه،

"لـرزه" به تنِ خاکیِ "بـم" زد

#بنفشه_انصاری_پرتو

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:54 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


دیگر مطمئنم که "ردِ_پای_حوا" را
در دلِ #برف‌های عهدِ عتیق،
در یک گذرگاهِ امن،
به یادگار گذاشته‌ام ...
حالا می‌توانی #خاطره‌هایم
را به آسانی پیدا کنی!
دیگر برای یافتنم،
نیازی به این #تنِ رنجور نیست ...
#روحی خسته، در تار و پودِ پیراهنم،
آخرین، نفس‌های خود را در سکوت شب،
با تقلای بسیار،
فریاد می‌کشد و در عین ناباوری،
ذره ذره #شمعِ وجودم را آب می‌کند ...
حالا دیگر، من! یک #شعر و یا شاید،
یک بغضِ عاریه‌ای در
در گریبانِ #آینه‌های شکسته‌ام ...
چقدر گرد و غبار،
بر هاله‌ی بی‌فروغِ #صورتم نشسته!
با طلوع خورشید #فردا می‌بارم ...
آنقدر #اشک می‌ریزم،
تا آسمان بغض کند ...
ابرها بهانه‌ی #پاییز را بگیرند ...
#برگ‌ها به جستجویِ نسیمِ خنکِ صبح،
بروند و #باران بگیرد ...
باران بگیرد و با #اشک‌های من بیامیزد!!!
کسی چه می‌داند، شاید #معجزه بشود
و امشب #بخواب من بیایی ...
من به "معجزه‌ی" عشق،
زیر "باران" ایمان دارم!


#بنفشه_انصاری_پرتو
#آخرین_رد_پای_حوا

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:51 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

تو باشی و من و شب باشد و ماه
شراب و شعر و یک موزیک دلخواه

تصور کن چه خواهد شد به بوسه
در آغوشت بگیرم‌ تا سحرگاه


#بنفشه_انصاری_پرتـو


✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:49 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

"ارمغان" آورده، بارانِ "شمال"

عصرِ "جمعه" قهوه‌ی چشمانِ فال

بافه‌‌ی موی "بنفشه" چون "غزل"

چشم تو! چون نرگسِ چشمِ غزال

#بنفشه_انصاری_پرتو

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:46 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

چون گلی، که پرپرِ رویت شده
یا که محوِ عطرِ گیسویت شده

مثل "پروانه" بدونِ پر، "رها"
"قبله‌گاهم" معبدِ "کویت" شده


#بنفشه_انصاری_پرتو


✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:44 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


شکفته بوسه‌های تو، به گونه‌ی خیال من
نشسته رنگِ "زندگی" به قهوهایِ فال من


به دلهره نشسته‌ام، به انتظارِ یک "تماس"
بگو چرا نمی‌‌دهی جواب به میس‌کالِ من؟


#بنفشه_انصاری_پرتو


✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:16 | نویسنده : بنفشه انصاری |