༺࿇🤍࿇༻
"صدای" پای "یلدا" را شنیدم
بهچشمانم چهرؤیایی کهدیدم
تو بودی و من و آغوشِ ساحل
"کبوتر" پر زد از خوابم پریدم
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
صبحِ پاییزیِ بارانیِ کمْ پیدایم!
"پرتو" روشنیِ این دلِ بیپروایم!
سرخیِ گونهیِ من عشق تو را کم دارد
ای "انارِ" ماندگارِ شبِ هر "یلدایم"
آخر این دل، شبِ یلدای تو را گم کرده
ای ردیفِ جاودانِ غزلِ شبهایم
بیتو بودن هوسِ بازیِ تقدیرِ منست
ای تو تقدیر بهشت و دوزخِ دنیایم
شوق هر دیوانهبازی از دل تنها که رفت
ای صمیمی یارِ شبهای دلِ تنهایم
من که رفتم، غزل و غصه و غم میماند
ای حدیث و یادگارِ خواب و هر رؤیایم
آبیِ بارانِ پاییزیِ حسرت! روبهرو،
ای چروکِ چهرهی آیینهی سیمایم
عاشقت مانده بجا و دلِ تو بی پروا
"پرتو" روشنیِ این دلِ بیپروایم
#بنفشه_انصاری_پرتو
یلدا فرخنده
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
یادِ آن کوچهٔ #مهتاب بخیر
یاد آن #شاعرِ بیتاب بخیر
یاد آن عاشقِ دیوانه که شد،
تا اَبَد، مستِ مِیِ ناب بخیر
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
#فاضل_نظری
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
تا "سَحَر" بیدارِ "جـادویِ" تواَم
در "هوایِ" چشمِ "آهـویِ" تواَم
حالِ هَرشَب این بُوَد رؤیایِ تو!
"ماهیِ" غمگیـنِ "بیدریایِ" تو!
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
گفتم: که تو با مرگ ز جانم بروی
تا "کور" شوم، ز "دیدگانم" بروی
در وادی "معرفت" کم آوردی باز
کابوس به خاطرم غم آوردی باز
"الحق که غمت از تو وفادارتر ست"
در "سایهی" دلتنگی تو "یارتر" ست
بیهوده درین "آینهها" کـور شدم
از شعر و ترانه و غزل دور شدم
جوهر به قلـم نمانده و شب آمد
پژمرده و زرد و بیرمق، تب آمد
هر گُلِ، که شکفته، بر لبم فریادست
شرح ناخوشیها و غمی در یادست
چشم من همیشه نگرانت میشد
"شاهد" وفـا با "دگرانت" میشد
هر دفعه تو را از تَـِه دل میبخشید
از سردی و "بدعهدی" تو میرنجید
بارانِ شبِ عشق به پایان آمد
"لیلایِ" دلـم، سوی بیابان آمد
دلبستهی هر "خاطره" تا دیدارم
بعد از تو همیشه تا "ابد" بیمارم
#بنفشه_انصارے_پرتو
رد پای حوا
🕊️🕊️🕊️
༺࿇🤍࿇༻
ساز وُ دُهُل دَر/کَفَت، شورِ نَکیسا شدی
پنجـــره در پنجـــره، مـــاهِ فریبا شدی
طعنه به آهویِ دشت، فتنه به ابرو وُ چَشم،
تـا کِـه بگویَـم صنـم! بَـهْ، کِـه چِه زیبا شدی
هر کِه بِدیده، تو را گُفته تَبارَک، بِه/حَق
خانهخراب، آمـدی رَشـکِ پــَریها شدی
یوسفِ مصری به دِلْ مست وُ پریشان شده
تــا کِــه گُزینـَــد تـــو را، بِـــهْ زِ زلیخا شدی
منظرِ چشمت کنون، خسروِ خوبانِ شهر،
بـسکه زِ شیرینیاَت، شُهرهی دنیا شدی
زخمه به جانم مَزَن مُردهکُشی، تا به کِی؟!
تــا کــه اسیــرم کُنــی، بوسـهیِ لیلا شدی
مُنکرِ هر ادّعا، غیرِ خودت تا کنون،
شعبـدهیِ حیـلهیِ دخترِ ترسا شدی
نیست مُرُوّت، در آن قلبِ پُر از کینهات
تا که فریبم دهی، عاشـق وُ شیدا شدی
پرتوِ رویَت زده، شعله به گیسوی شب،
سلسـله در سلسـله، طُرّهیِ #یلدا شدی
#بنفشه_انصاری_پرتــو
☆@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
آرام بگیـر شکستنی شکست
آن "مهرِ" ناگسستنی گسست
آرام بگیر، یکجهانِ، خاطره
با "دلم" به خستگی نشست
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
️
༺࿇🤍࿇༻
"طنین" گریهی "بــاران" شبیهِ سرنوشت من
"خُروش" ابرِ "پاییزان" شبیه سرنوشت من
"سکوتِ" کهکشان در شب، نگاهِ پنجره با تب
"نـوایِ" هِـقهِـقِ "پنهان" شبیه سرنوشت من
"غبارِ" هر زمسـتان وُ شبِ پُر "دودِ" تهران وُ
شبِ #یـلدای بیپایان، شبیه سرنوشت من
نوازشهای تنهایی، شـبِ مسـتی وُ گیـرایی
دَمی، درگیرِ "این وُ آن" شبیه سرنوشت من
نَفَس با تو معطّر شد دلی با تو "کبوتر" شد
تَنی محبوسِ این زندان شبیه سرنوشت من
دلیپَرمیکشد سویت بِهخلوت بر سرِکویَت
گَهی نـالان گَهی خنـدان شبیه سرنوشت من
"بنازمچشمِمستترا کزینخوشتر نمیگیرد"
شکاری بیسر وُ سامان شبیه سرنوشت من
هوایِکوچهبُنبَستوُ عصای بیکسی دستوُ
غمِ "پرتو" شَوَد عریان شبیهِ "سرنوشت" من
#بنفشه_انصارے_پرتو
#تضمین_حافظ_بزرگ
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
در هیاهویِ غزل، مستِ میِ خاطرهها
زده بر، پنجرهیِ شب، نفسِ گرمِ خدا
به شباهنگ دل سبز سحر، تا دل من
شررِ شور و نوا از دلِ خورشید، رها
به سراپردهی گُل، نقش شکوفه گذری
گذری از تنِ گُل، تا غزلِ مهر وُ وفا
دلِ من، تنگ دلت، رهگذری در گذرت
به سیهجامهی دل، نقشِ جفا زد بهعزا
ایندلِ زخمی خون، سرخِ شقایق شُد وُ مُرد
زد وضویی به نمازی که شُد، ایام قضا
به نگهدار سحر تا به خدای من و تو
تبِ دلواپسی از کُنج دلم گشته جدا
زده گیسوی طلایت، به شبانگه، به جفا
آتشِ حُرمِ هوایی، که زَنَد خرمنِ ما
سفری از دل پرتو! به شفاخانهی غم،
بگذرانی از شب "پرتو" بهشکوه #یلدا
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
تو! پرتوِ ماهِ نیمهشبهایِ بهشت
غزلِ سبز وُ غزالِ زیبایِ بهشت
هوسِ پَرسهای، در کویر وُ در جنگل،
تو! شمیمِ عود وُ عطرِ صبایِ بهشت
سَفَر از ستاره، تا بینهایتِ راز،
چو لبانِ بهار، رنگِ دیبایِ بهشت
به بلورت، حَریری از ابریشم وُ ناز
به کرشمه، گُلپریِ دریایِ بهشت
شکوفهای؟ یا که نسیمِ رؤیایی؟
تو! اطلسِ سرخْگیسویِ حنایِ بهشت
چشیدنِ انگور از لبانِ تاکستان،
چو شرمِ بوسه، بر لبِ لیلایِ بهشت
نفسِ دلآویزِ شقایق وُ نسرین،
گُهَرین، لعل وُ عقیقِ مَهسیمایِ بهشت
عطشِ جرعهیِ باران، بر عروقِ یاس،
تو! بلورِ برف وُ روحِ عُظمایِ بهشت
نَفَسی، به نوایِ قناریِ عاشق،
چو دَمِ خداییِ مسیحایِ بهشت
به چه تشبیه کُنَم، پیکرِ نَرمینَت که:
تو! فرشتهای؛ شاهکارِ خدایِ بهشت
#بنفشه_انصاری_پرتو
#بزرگداشت_خواهرم
🕊️🕊️🕊️
༺࿇🤍࿇༻
"سکوت" مبهمی دارد "لبِ" سیگارِ تنهایی
"طنینِ" هر "ترانه" بر نُتِ "گیتار" تنهایی
نِشستَم "پایِ" بغضِ "شعر" وُ ترسیدم
"سَرَم" تکیه کند بر "شانهیِ" دیوار تنهایی
تنِ ارگِ "بَمی" خسته شبیهِ "مُرغ" پَربَسته
"زمینلرزه" زده، بر سینهام "آوارِ" تنهایی
خَمیبَرپیچِچالوسم، بِهمستیگیجوُکابوسم
"بمیرم" در "خُمارِ" آخرین "دیدارِ" تنهایی
نمِبارانِ شعروُشوروُحالم با تو ای"ساقی!
اَدِر کَاسا" سلامت بادِ "بیاقرارِ" تنهایی
نهادم سر بِهرویِ بالشِ شعری ملالانگیز،
که: بیتو "تبزده" بر بسترِ بیمارِ تنهایی
زده "پرتو" به شعرِ بیمحابایِ "خیالِ" تو
جهان "یادشبِهخیرِ" شعرِ بیتکرارِ تنهایی
#بنفشه_انصارے_پرتــو
#تضمین_حافظ_بزرگ
#بداهه
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
خودم را گم کردهام
در چهارخانهی پیراهن نخنمایی
که شب رفتنت
در سکوتِ آخرین #یلدای خفته در
آغوشِ آذر به تن داشتم
تمام پیراهنهایم را امتحان کردهام...
نمیدانم کجا هستم،
کجا نیستم،
خبری از من نیست!
بیخبر از خود رفتهام...
رفتنی که هیچ بازگشتی ندارد!
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
️ ️༺࿇🤍࿇༻
رفته بودم، سرِ آلبوم،
سرِ عکسایِ قدیمی
سر لبخندِ قشنگِت،
اون دوتا چشمِ صمیمی
تنشِ زنگِ صداتُو
رقصِ نورِ توو چشاتُو
یهِ غزل/بوسه توو شبهات
آتیشِ "قرمزِ" لبهات
یادِ هر لرزشِ دسِت،
که منُو دیوونه میکرد
یادِ "دریایِ" نگاهت،
که دلُو ویرونه میکرد
یادِتِه! اون روزِ اوّل،
که نگاهت به من افتاد؟
روزِ دوّم، سرِ راهم،
یِه بغل، یاسمن افتاد!
روز سِوم، سر راهم
یِهسَره دیوونهبازی
انگاری تقدیرمون شد،
حَسرَتُو خاطرهسازی
هر کدوم بیراهه رفتیم،
به سویِ آرزوهامون!
رفتیمُو حیرون نشسیم،
به یادِ گفتگوهامون
هنوزم اون کوچه باغُو
گُلایِ یاسَمَن، اونجاس
هنوزَم کُنجِ لبامون،
بوسهٔ خاطره، با ماس
وقتی که "بارون" میباره،
دلِ هر دومون میگیره
دَمِ عیدُ و شبِ #یلدا
بیدلیل "گِریَم" میگیره!
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
به کوچههای خیسِ پُر حسرتِ "پاییز"!
به رنگین کمان رنگ پریدهی صورت مهتاب!
به قطرهقطرهی "باران" که شبیهِ "اشک" از روی گونههای سرخ "انار" شهریور جاری میشود
و در جادهی "شعر" و دلتنگی که به کوچههای سنگفرش شدهاز برگهای "زرد خزانزده" منتهی میشود!
سوگند میخورم ...
که "مِهرِ" مُهر بر لبزدهیِ "پاییز"
را به غوغای ترانهی "باران" دعوت کنم!
در برگریزان "نگاهِ" خیس و خاموشت شعر، زمزمه کنم،
تا بلکه بشنوی و خاطرهها تو را هم دلتنگ کنند
تا "اشکهای" سرخِ من، مثلِ خون
در تلاطم تپشهایِ قلبت، جاری شوند
و تو، مرا به میهمانی شبانهی "مِهر" و "ماه" دعوت کنی!
تا من تنها میهمانِ آغوشِ خزانخوردهات باشم
که در "چهارخانهیِ" امن پیراهنت "جاخوش" کنم
و "غزل" به گوش بارانِ "غروب" بخوانم
با "قاصدکی" رها در جستجوی "باد"
مرا به جغرافیای خیالت دعوت کن
منتظرم ...
"قرارمان" پشتِ پرچینِ زنبقهایِ
زرد و سپید "خاطرههای" دور ...
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
شراب و شور دنیایم تویی تو
گلِ ایوانِ زیبایم تویی تو
تو و فال و غزل، عشق و ترانه
انارِ سرخِ یلدایم تویی تو
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
️༺࿇🤍࿇༻
نگاهم غروب وُ دِلم بیکَسَست
برایِ دلم "شـانههایت" بَسَست
بِه هَم میزَنَم "پلکِ" دلواپسی!
شبیهِ زمستان "هوایَم پَسَست"
#بنفشه_انصارے_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
زیر "باران" میرَوی "بیمن" نرو
از دل وُ جان میرَوی بیمن نرو
من به بـودنهای تـو دلبستهام
از همه دنیا به جز تو خستهام
"چترِ" بازت جانپناهِ عشق من
"شانههایت" تکیهگاه عشق من
هر دو چشمت جلوهٔ افسونگری
"بوسههایت" طعمِ "قندِ" دلبـری
از لبت "پـروانه" میبــارَد مرا
عاشقی "دیـوانه" میدارَد مرا
میسُرایم شعری از جنسِ خزان
مینویسم نامهای از عمـقِ جان
با تو تا رؤیـای "فـردا" میروم
تا "غروبِ" شامِ "یلدا" میروم
با تو شیرینِ غزلخوان میشَوَم
بیتو "لیلا" زیرِ "باران" میشَوَم
چون غزال وحشیِ دشتِ جنون،
میزَنم "آتشْ" به "دریایِ" درون
من تو را از عمقِ دل تا مرزِ جان
من تو را تا آسمان ... تا "آسمان"
#بنفشه_انصارے_پرتو
#رد_پای_حوا
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
از نسیـمِ خندهاَت ایـن دل، هوایی میشود
دست در دستم نهی عشقم خدایی میشود
پَرسهیِ ما زیـرِ "باران" تا "سحر" با من بیا!
با تو این عصرِیخی، عصریطلایی میشود
#بنفشه_انصارے_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
تا که شهرزاد شبِ تو من شَوَم،
بسترِ درد وُ تبِ تو من شَوَم،
تو بشو مرهم به زخم جمعهها!
تا: که بوسه، بر لبِ تو من شَوَم
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
میسُرایم "شعری" در "رثــایِ" بـاران
در غروبِ خورشید لحظههایِ عریان
مینویسم "حرفی" از "دلِ" غمدیده
از "هـوای" غربت از "هبـوط" انسان
در سَرَم "آهسته" صد "نـوا" پیچیده
زیرِ گوشمخوانده از سکوتِ وجدان
"شوکتِ" تابستان "عطرِ" گلها رفته
"مـرگِ" لاله، نرگس، با "نـگاهِ" گریان
"آسمان" میگِریَد بر "تنِ" گندم/زار
خوشهها میریزند، بر "قبورِ" یاران
"قاصدکها" مُردَند، بیخبر، بینامه
حکمِ "مرگ" یارانْ اعتراضِ "آبااان"
#بنفشه_انصارے_پرتـو
#نه_به_اعدام
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
منتظر "بهارم" توو چلهی "زمستون"
شبا تا صُب بیدارم با چشمایی پر از خون
بارونای خزون هم، رفتن ازین سرزمین
خشکیده چشمِ ابرا، به اسفل السافلین
زمزمهی زندهها، که ریخته خاک مرده
همه فریاد میزنن، کی حقشونو خورده؟
همه هوار میزنن، مردم شدن بیاعصاب
بهجونِ هم افتادن توو بیداری، تووی خواب
نگاه بکن، توو چشما، همه عزا گرفتن
جیبِ همه خالیو، غمِ غذا گرفتن
مهر و وفا که رفته، خیرِ سرِ جدایی،
آدم دیگ میترسه از عشقو آشنایی
توو حرفایِ آدما، هَمَش دروغو تزویر
همه نقاب میزنن، بدونِ عکس، بیتصویر
اِسما همه فیکهِ وُ آدما، بیهُویت
تازه پر از اِدعا، با روضهِ وُ نصیحت
آخه یکی پیدا شه، بگه خودت نقابی!!!
همه حرفات دروغه، سؤالِ بیجوابی!!!
توو دنیای "حقیقی" حرفی ندارن با هم
همه "مجازی" شدن، با پستای پُر از غم
خدایا: ما "آدما" چرا حقیقی نیستیم ...
چرا تووی مجازی، پُر مُدعا وُ بیستیم؟
#بنفشه_انصاری_پرتو
#بداهه
#مجازی
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
"طلوعِ" صبحِ شادیها تو هستی!
به شب، تعبیرِ هر رؤیا تو هستی!
شکسته "قایق" وُ "غرقِ" سرابم،
"غروبِ" ساحلم "دریا" تو هستی!
#بنفشه_انصارے_پرتو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
به یادت شعر دلتنگی بخوانم
ببوسم گونهات دردت به جانم
شوم لیلای تو، گیسو پریشان!
شبست و تَنگِ آغوشت بمانم
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
"دردی" که همیشه در دلم فریـادی
زخمی که به هر خاطرهای در یادی
دل دانـد وُ من که در فراغت زارم
چون بـرگِ فِتاده در مسیرِ "بـادی"
#بنفشه_انصارے_پرتو
🕊️🕊️🕊️
༺࿇🤍࿇༻
امشب بقایایِ آرزوهای متروکم را قاب گرفتم،
تا در هیأتِ عکسی کهنه،
گوشهیِ دنجِ دیوارِ دلم تا ابد
جا خوش کُنَد و دیگر هوس نکند
با خواب و خیالِ خوشباوریهای باران
و مهتاب از پنجرهی سکوت، دزدانه
بر سایهسارِ روزهایِ بیروزنهیِ
فرداهای نیامده، سایه بیفکَنِد ...
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
امشب بسرایم غزلی در دفتر
چون شعلهٔ "آذر" به تنِ خاکستر
"اشکم" بزند، آه کِشَم، از "سینه"
چون هقهقِ باران، به نگاهِ آخر
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
نگفتم، در شبم مهتاب باشی،
به بی برگی شراب ناب باشی،
تو در شبهای تارم پر شرر باش
در آن سرمای مهلک شعلهور باش
نه مجنونی و نه فرهاد هستی،
به اصرار قلم در یاد هستی
به تکرار گلایههای خاموش،
شده در بیستون یادت فراموش
که شیرین گرچه از مهرت بری بود،
خدای شور و حال و دلبری بود
صبوری میکنم با کوه دردم
که هرگز سوی تو، من برنگردم
و با یک معجزه باطل کنم، من
دل غمدیده را عاقل کنم، من
که داروی فراموشی جدایی
به شکرانه، که این لطفی خدایی
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
سکوت شب فقط "دلتنگی" تو
شبِ "آدینهام" یکرنگیِ تو
نصیبِ پنجره سنگست وُ باران
نگاه "شیشه" قلبِ "سنگی" تو
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
اگر امشب، شب مهتاب نباشد چه کنم
غزلم زمزمهی خواب نباشد چه کنم
اگر از دوریِ پاییز و غروبِ دریا،
حذری از دلِ بیتاب نباشد چه کنم
اگر امشب گذری به خوابِ یارم بزنم
کوچهها، منظرهها، ناب نباشد چه کنم
مرغِ شب در نفسِ صبح و طلوعِ فردا
اگر از چهچهه سیراب نباشد چه کنم
خندهی تبزدهی من به رُخِ آینهها
دمبهدم، تازه و جذاب نباشد چه کنم
بزند هقهقِ باران به تنِ پنجرهها،
حوض خانه به تنش آب نباشد چه کنم
اگر از زلزلهها خانهی دل لرزد و باز
عکسِ پرتو به دلِ قاب نباشد چه کنم
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
🤍🤍🤍
من دربارهى تو به آنها نگفتم،
اما تو را ديدهاند كه در چشمانم زندگی میکنی.
من دربارهى تو به آنها نگفتم،
اما تو را در كلماتِ نوشته شدهام ديدهاند.
عطر عشق، نمىتواند پنهان بماند.
#نزار_قبانی
🤍🤍🤍
༺࿇🤍࿇༻
دعوای هیچ عاشقی را جدی نگیر
آدمها هیچوقت با کسی که دوستش دارند
دلِ دعوا ندارند فقط گاهی صدایشان
بلند میشود تا بلندتر از قبل بگویند:
تو برایم مهم هستی، میفهمی...؟
#فرید_صارمی
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
بهشت، آنجا که چشمانت غزل گفت
"لبت" از مستی وُ جامِ "عسل" گفت
بهشتم "عطرِ" آغوش و "سکوتت"
"خدا" از "تو" به "من" روزِ ازل گفت
#بنفشه_انصاری_پرتو
🕊️🕊️🕊️
༺࿇🤍࿇༻
دیگر در قلبِ من نه عشق نه احساس
دیگر در جانِ من؛ نه شور نه فریاد
دشتم؛ اما در او نه نالهی مجنون
ڪوهم؛ اما در او نه تیشهی فرهاد
#فریدون_مشیری
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
از پنجرهی صبح، دور شدنم را تماشا کن
لحظهی پروازِ مرا، با سکوت، مهیا کن
راحت از خانهات بیرون بیا! دیوانه رفته
هرچه دلت خواست گفتی، حالا بیا و حاشا کن
مشکلی نیست عادت کردهام به دل نمیگیرم
رازِ دلِ شکسته را، پیشِ همه افشا کن
برخیز! این دشنه و خنجر، زخمِ زبان چرا؟؟؟
سَر بِبُر، کبوتر را، از نگاهم تَبَرا کن!
من که هزار بار، با دروغهایت مُردَم و حالا
با خیالِ خوش، نهالِ عشقت، را شکوفا کن
پرواز کردم و پریدم و گُسستم و رَستَم
راحت باش، بساطِ شور و عیشت را محیا کن
این غزل، مال تو، بدون عذابِ وجدان برو!
"پرتو" پرواز کن -از خدا- آرامش تمنا کن!
#بنفشه_انصاری_پرتو
#بداهه
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
همـه شـب، در طَلَبَت چشـمْ بـه فردا دارم
بــه "سـرابی" هـوسِ بوسـهی "دریا" دارم
چو نسیـمِ سحـری، مست وُ پریشانحالم
"بـه خـداییِ خـدا" بـا تـو سخــنها دارم
"غــزلی" خسته، درونِ دلِ مـن میخوانَد
بـه صـــدایِ نَفَسَش، عــادتِ "بیجا" دارم
شـده "آدینهی" من، هیــزمِ "آتشــکدهها"
نَصَـبِ "آدم" از این همّـتِ "حــــوّا" دارم
قفسی ساختـم از بهــرِ عــذاب دل خـود،
چـه کنـم "یوسفم" و میـلِ "زلیـخا" دارم
زدهام، رنـگِ "خـزان" بـر تـنِ بـازارِ "بهــار"
گُهــرِ تـاجِ "جنــون" از سَــرِ "لیـــلا" دارم
به نگاهی: دل و جانْ "پرتوِ" چشمانت شد
به طلوعی: طلبِ "سـازشِ" دنیــا دارم !!!
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
ای کاش بدانی که چه حیران، نگرانم
سیٖلی زده طوفان، به بهار و به خزانم
اشکم شده سِیْلی، به طوافِ غمِ جانان
خنجر به دلم خورده، سیاهی به جهانم
اینگونه زده، سنگ به شیشه، نفسِ ماه
قلبی که شکسته، به عروق نیمهجانم
مهری به خزان وُ به اَبان وُ آذرم نیست
دردی که شده، آفتِ یار مهربانم
تصویرِ غم وُ شادیِ من، چهرهیِ او بود
بیدوست دلم، تنگ وُ شده خسته روانم
ای صبح نیا! پنجرهها کور و خموشند
ای ماه نیا! ساعتِ غم، بسته زبانم
"پرتو" غزلی خوانده دلِ شب به دعایی
بیدوست! نمانم، نتوانم که بمانم
#بنفشه_انصارے_پرتــو
#به_امید_تندرستی_همهی_بیماران
#بداهه
@parto_sher
.: Weblog Themes By Pichak :.
