️ ️༺࿇🤍࿇༻
رفته بودم، سرِ آلبوم،
سرِ عکسایِ قدیمی
سر لبخندِ قشنگِت،
اون دوتا چشمِ صمیمی
تنشِ زنگِ صداتُو
رقصِ نورِ توو چشاتُو
یهِ غزل/بوسه توو شبهات
آتیشِ "قرمزِ" لبهات
یادِ هر لرزشِ دسِت،
که منُو دیوونه میکرد
یادِ "دریایِ" نگاهت،
که دلُو ویرونه میکرد
یادِتِه! اون روزِ اوّل،
که نگاهت به من افتاد؟
روزِ دوّم، سرِ راهم،
یِه بغل، یاسمن افتاد!
روز سِوم، سر راهم
یِهسَره دیوونهبازی
انگاری تقدیرمون شد،
حَسرَتُو خاطرهسازی
هر کدوم بیراهه رفتیم،
به سویِ آرزوهامون!
رفتیمُو حیرون نشسیم،
به یادِ گفتگوهامون
هنوزم اون کوچه باغُو
گُلایِ یاسَمَن، اونجاس
هنوزَم کُنجِ لبامون،
بوسهٔ خاطره، با ماس
وقتی که "بارون" میباره،
دلِ هر دومون میگیره
دَمِ عیدُ و شبِ #یلدا
بیدلیل "گِریَم" میگیره!
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۳ | 19:17 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
