༺࿇🤍࿇༻
دلگرمِ کسی باش، که از آنِ تو باشد
گیراییِ می، در غمِ هجران تو باشد
در قلبو دلِیار، چنان ریشهبزن که
با هر طپشِقلبِتو در جان تو باشد
#بنفشه_انصاری_پرتو
#بداهه
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
در شهرِ "غـزل" همیشه تنها بودم
"طوفانزدهٔ" کِشتیِ "دنیــا" بودم
طــرحِ نَفَـسِ "خنـدهٔ" غـم، آلوده،
بـر نالهی خستهی "زلیــخا" بودم
مست از مِیِ بیهمنفسی در فالم،
در فـکرِ گـُذر، از پــُلِ غـمها بودم
دزدیدهچراغ از صفِ شبْبیداران
همسفـرهٔ آتـشسَر وُ "عَنقا" بودم
در "محفلِ" غمبارِ سکوت "شیرین"
" فرهادصفت" غـرقِ " تقلا" بودم
تا این دلِ تبدار رَجَزها میخوانْد
"آشـفتهتر" از طُــرّهٔ "لیـــلا" بودم
در "پرتـوِ" خونبــارِ نـگاهِ مهتـاب،
"زخمیِّ" تَپـِشهایِ جنونزا بودم
#بنفشه_انصاری_پرتو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
از "خُمـرهی" مُـرداد "شراب" آورده
در چشمِ صبا سورمهٔ خواب آورده
"پــرده" زده بـر "پنجـرهٔ" تابستان!
انـگور و عسل، شهد و گلاب آورده
#بنفشه_انصاری_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
نگاهی روشن از یاد تو دارم
سکوتی لال فریاد تو دارم
طنین شعر و مهتاب نگاهت
به زودی قصد میعاد تو دارم
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
به بالین "یوسـفِ" کنعانی آمد
که: یا رَب، ماهِ من پنهانی آمد
شدم مدهوشِ چشمانِ خمارش،
که دیدَم "بیخبـر" مهمـانی آمد
لهیبِ آهِ معشوقم چنان بود
که: آتشْ، مرهمِ حیرانی آمد
بهخورشیدش شبی آتشبرافروخت
"شَبیهِ" قُـرصِ "مَــه" نـورانی آمد!!!
چو دید اشکم بهتاریکی روانست،
شـبِ "مهتــابِ" غــم "بـارانی" آمد
رها شد از قفسْ سویِ "زلیخا"
به "آبـادیِ" این "ویـرانی" آمد
زِ لَبهایم حدیثِ بوسه را خواند،
که: در "بیتِ" خوشِ "پایانی" آمد
#بنفشه_انصاری_پرتو
🕊️🕊️🕊️
༺࿇🤍࿇༻
تا که عشقی با غزلسازی فراهم میشود،
بسترِ "دلدادگیها" سبز و خرم میشود
میزنم دریا به دریا نمنمِ " ابرِ "جنون"
تا که "بارانی" ببارد چشمهی غم میشود
در "بهشت" آرزو، بر "نقشهی" جغرافیا
سیبِ "حوایی" نصیبِ عشقِ آدم میشود
میکشم پرده بر آغوش شب و صبحِ امید
تا صَبوحی برکشم، دارو و مرهم میشود
از "نگاهِ" ناشکیبایِ "گُل" وُ "باغِ" غزل،
قامتِ سرو وُ سپیدارِ "قلم" خَم میشود
میزنم دستی بهشور ومیتراود عطر یار،
یاسوُ شبنمدر عروقم عطرِ مریم میشود
این "دلِ" سودازده با تو شود سنگِ صبور
گر نَیایی! "زلزله" ویرانهی "بم" میشود
پرتو با لحنِ غزل از دوریات امشب سرود
گَر بِهخوابشهَمبیایی غُصهاشکَم میشود
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
من زخمیِ همان روابطیام که در آنها بیش از اندازه دوست داشته شدم و بیش از حد تصور به من محبت شده بود. من زخمخوردهی آدمهام، همانها که مریدان و دوستدارانِ من بودند. همانها که تا پیش از این، نمیخواستند آب در دلم تکان بخورد، همانها که از یکجایی به بعد ریشههای محبتی که ذره ذره در وجود من کاشته بودند را با خنجر بیرون کشیدند...
آدمهای افراطی، افراطی محبت میکنند و افراطی نفرت میورزند و افراطی حساب پس میگیرند. از افراط بترسید! از افراطی دوست داشته شدن و افراطی محبت دیدن و افراطی مورد حمایت و عشق آدمها واقع شدن.
من دوبار عمیقا زخم خوردم و هر دوبار، بیش از حد تصور دوست داشته شدم...
#نرگس_جااااان_صرافیان_طوفان
🕊️🕊️🕊️
༺࿇🤍࿇༻
بـر "فَـرازِ" بــامِ دل "چرخید" وُ رفت
"جرعهای" از جامِ لب نوشید وُ رفت
پُشـتِ "پَـروازِ" دلـش "جـا" مانـدَم وُ
بـر مـن وُ "تنـهاییاَم" خندید وُ رفت
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
دل خویش را بگفتم چو تو دوست میگرفتم
نه عجب که خوبرویان بکنند بیوفایی
تو جفای خود بکردی و نه من نمیتوانم
که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی
چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی
سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمیشناسم تو ببر که آشنایی
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی
تو که گفتهای تأمل نکنم جمال خوبان
بکنی اگر چو "سعدی" نظری بیازمایی
درِ چشمْ، بامدادان به بهشت برگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی
#سعدی_جااااان
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
خودم را گم کردهام
در چهارخانهی پیراهن نخنمایی
که شب رفتنت به تن داشتم
تمام پیراهنهایم را امتحان کردهام...
نمیدانم کجا هستم،
کجا نیستم،
خبری از من نیست!
بیخبر از خود رفتهام...
رفتنی که هیچ بازگشتی ندارد!
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
من امشب آرزو کردم،
خدا را گفتگو کردم
به شب، در کهکشان عشق
تو را من جستجو کردم
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
بوسه به لبت، در: غَــزَلَم میاُفتَد
در: قهـوهٔ طعـمِ "عسلم" میاُفتَد
"اتفاقِ" عشق، با حروفِ "اِسمَت"
از "خِلقَتِ" روزِ "اَزَلَـم" میاُفتَد
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
تا بچینم از لبت
گلهای سرخ آرزو
راحت و بیجستجو
تا بریزد از نگاهت
سورمهریز ماهتاب
تا بگیرد بسترم مستیِ خواب
تا بپیچد در هوا
عطرِ خوشِ باران و باد
در غروب و بامداد
میزنم پارو بهپاروی "خیال"
میزنم دل را به دریای شمال
میچکد از "دیده" بارانِ زلال
روبهرو در آینه
جلوه در آغوش یار
تا شروعی بی/قرار
عطرِ سیب و عطر تو!!!
سرکشی و دلبری
خواهش و افسونگری
سرخ لبهای بهار،
بوسه و لبخند و ساز
میسراید با نیاز
یک غزل یا مثنوی
یک ترانه با سرور
با تو ای کوه غرور
#بنفشه_انصاری_پرتو
#بداهه
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
حلاج را برای کشتن بردند.
میگفت: "حق، حق، حق، اناالحق"
نقلست که
در آن میان درویشی از او پرسید
که عشق چیست؟
گفت:
"امروز بینی و فردا و پس فردا"
آن روزش بکشتند،
و دیگر روز بسوختند،
و سوم روزش به باد بر دادند.
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
مرثیه، غــزل، کنایهی "غم" دارد
بـاغِ گُلِ سرخْ "سایهی" غم دارد
برخیز وُ ببین که آسمان باریده!
خُشکیده قلمْ که مایهی غم دارد
#بنفشه_انصاری_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
با تو میآیَـم؛ بیـا!
از سکوتِ چشمهسار
یا سراب وُ شـورهزار
با نسیمِ عطرِ صـبح،
تا شـبانگاهِ "بهـــــار"
با تو میآیَـم؛ بیـا!
در طلوعِ صبحِ نـور،
یا غروبیسوتوُکور
از سَـرِ "نعشِ" زمین
بیخبر، نزدیکوُدور
با تو میآیَـم؛ بیـا!
همنَفَسْ با آهِ سـرد
باخروشاشکوُدرد
دزدکی از پنــــجره
باغِ نرگسهایِ زرد
با تو میآیَـم؛ بیـا!
از نمـازِ چشـمِ مـاه
با وضوی اشـکوُآه
مستیِ آغوشِعشق
سـیبِ ممنوعِ گنـاه
با تو میآیَـم؛ بیـا!
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
مجنونم و افسون شدهی ماه
از "چاله" بیفتم، به تَـهِ "چاه"
ناخواسته لیلا همه جا هست
در خوابِ من و در پسِ یک آه
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
لحظهها باز مرا یاد تو میاندازد
با مرورش لشکر خاطره را میسازد
لحظههای سپری را نتوانم اندوخت
در سکوتی که تنم رنگ رمق میبازد
#بنفشه_انصارے_پرتو
🕊️🕊️🕊️
༺࿇🤍࿇༻
بعد از رفتَنَت...
"سکوت" تنها "شعری" شد،
که هیچوقت فرصت نکردم
بسرایم!
#بنفشه_انصاری_پرتــو
☆@parto_seher
༺࿇🤍࿇༻
بر بال احساس، پرواز عشقم
پایانِ درد وُ، آغازِ عشقم
شادی پس از تو! امکان ندارد
در بسترِ غم، دمساز عشقم
همچون پرنده، بیآب و دانه
هم بغضِ قمری، هم باز عشقم
با هقهق عشق، رگبار باران
بی ساز و تنبور، شهناز عشقم
در زندگی با، سازی شکسته
میرقصم و شوخ، طناز عشقم
در قصرِ شیرین، با یادِ خسرو
مجنونِ لیلا، سرباز عشقم
لکنت گرفته، زخمِ زبان هم،
لبهای بسته، آواز عشقم
#بنفشه_انصاری_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
ساز وُ دُهُل دَر/کَفَت، شورِ نَکیسا شدی
پنجـــره در پنجـــره، مـــاهِ فریبا شدی
طعنه به آهویِ دشت، فتنه به ابرو وُ چَشم،
تـا کِـه بگویَـم صنـم! بَـهْ، کِـه چِه زیبا شدی
هر کِه بِدیده، تو را گُفته تَبارَک، بِه/حَق
خانهخراب، آمـدی رَشـکِ پــَریها شدی
یوسفِ مصری به دِلْ مست وُ پریشان شده
تــا کِــه گُزینـَــد تـــو را، بِـــهْ زِ زلیخا شدی
منظرِ چشمت کنون، خسروِ خوبانِ شهر،
بـسکه زِ شیرینیاَت، شُهرهی دنیا شدی
زخمه به جانم مَزَن مُردهکُشی، تا به کِی؟!
تــا کــه اسیــرم کُنــی، بوسـهیِ لیلا شدی
مُنکرِ هر ادّعا، غیرِ خودت تا کنون،
شعبـدهیِ حیـلهیِ دخترِ ترسا شدی
نیست مُرُوّت، در آن قلبِ پُر از کینهات
تا که فریبم دهی، عاشـق وُ شیدا شدی
پرتوِ رویَت زده، شعله به گیسوی شب،
سلسـله در سلسـله، طُـــرّهیِ یلدا شدی
#بنفشه_انصاری_پرتــو
#مرجان_زیبا_نازنین
#محمد_گرانقدر
#پیوندتان_فرخنده
☆@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
من نمیبوسم خمِ گیسوی تو
من نمیبویم نسیم کوی تو
تو زِ دیده رفتهای و از دلم
من نمیآیم به سَمت وسوی تو
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
در ذهنم "خاطرهای" بیقراری میکند
که بدونِ خندههایِ تو! در آن گریستم،
حالا بماند، که...
در تمامِ خاطرههایِ شادِ گذشته،
تو! خندههایت را همیشه از من
پنهان میکردی...
و من همیشه با نگرانی
به "بهارِ" نگاهت لبخند میزدم!
بگذریم... باید از "خزان" گذشت
و به "شکوفهها" رسید،
باید از همه چیز گذشت
از هراسِ منِ بیتو
از شبهای تو! بیمن
#بنفشه_انصاری_پرتو
🕊️🕊️🕊️
༺࿇🤍࿇༻
ای پدر جان! سخت دلتنگ توام
عاشق لحن خوشآهنگ توام
دخترت بر شانهات بازی کند
در نگاهت، باز "طنازی" کند
یادگار کودکی با من بمان!
ناامیدی در نگاهم را بخوان
با نگاهت، عشق در من جان گرفت
مشکلات کودکی، پایان گرفت ...
سینهام از دوریت، غمگین شده
سایههای بیکسی، سنگین شده
مهربانی را به من آموختی
همچو شمعی عاشقانه، سوختی
پر کشم دور سرت، پروانهوار
اشک خونین، نالهی دیوانهوار ...
دیده، در هجران تو باران کنم
بغض و ناله، چارهی هجران کنم
بیتو کوه خستگی، آوار شد
دل، به تنهایی و غم ناچار شد
پس بمان، در لحظههایم تا ابد
تا که دنیایم به آرامش رسد ...
#بنفشه_انصاری_پرتــو
🕊️🕊️🕊️
༺࿇🤍࿇༻
بر پایِ "قلم" جوهرِ "جاوید" بریزید
بر "بسترِ" گُل "دانهی" امید بریزید
"نقاش" فلک را به"جهانگردی" و شادی
بر صورتِ شب "پرتو" خورشید بریزید
#بنفشه_انصارے_پرتو
#روز_قلم_فرخنده
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
"عشقت" رُخِ معشوق نهان بود
"شعر" و غزلت، با "دگران" بود
"قلبِ" گُلِ خود را تو شکستی!
بیمایگیات "آتشِ" جان بود
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
ای "رفیقِ" هم پیمانم مبتلای توام
"تا مغزِ استخوانم مبتلای توام"
شب از نیمه گذشت وُ من "بیدارم"
تو هم/درد وُ درمانم مبتلای توام
"گیسویِ" سپیده را "نوازشِ" ابرم
"واژه واژه" بارانم مبتلای توام
در "نمازِ" صبحم، ذکرِ تو "وردِ" زبان
نامت وردِ زبانم! مبتلای توام
از پنجره بغض وُ سکوتِ غم جاری شد
ای "بهار" و خزانم، مبتلای توام
"پروانه" صفت در آتشِ شب خاموش
چون شمعی نیمه جانم، مبتلای توام
با "اشکِ" روان، چشمانم بِه دَرَ ست و
ای "یارِ" مهربانم مبتلای توام
"مبتلای" توام! من "مبتلای" توام!
روحت مانده در جانم، مبتلای توام
"پرتو" امشب دوباره غزل خوانده و گفت
با این "دلِ" ویرانم مبتلای توام
#بنفشه_انصاری_پرتو
#تضمین_راقم_تبريزی
✰@parto_sher
🤍🤍🤍
بهترین #دروغهایی که گفته شدند
#حقایقیست که گفته نشدند ...
#یک_فنجان_تفکر
༺࿇🤍࿇༻
عشقِ تو از سینهام پَر میزند
بـر حریمِ شـانهات سَر میزند
میرَوَد تــا بیقَـــراریِ "لَبَت"
بیصدا با بوسهای دَر میزند
#بنفشه_انصارے_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
"مونالیــزای" لبخند "بهــاری"
به چشمِ نمنمِ باران، خمـاری
"نوای" بی/نوای این دلِ تنگ
تو! هم مثل دل من بیقراری
#بنفشه_انصاری_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
از چشمِ سحر، غزالِ تو میبارید
"شبنم" به تنِ "زلالِ" تو میبارید
بر حالِ دل وُ حالِ دل وُ حالِ دل،
چون ابر شدم خیالِ تو میبارید
#بنفشه_انصاری_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
از بستر شب، سایهی خوابش مانده
از جامِ سحر، پیک شرابش مانده
از جمعهی عشق و بوسههای باران
لمسِ عطشِ خشکِ سرابش مانده
#بنفشه_انصاری_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
"جمعهها" به "زنانهترین" شکلِ ممکن
با سکوتِ "آیِنهها" هم، غریبی میکنم!
"خلوتی" از جنسِ "آغوشِ" تو را میخواهم
وَ تَلاطُمِ "آرامشی" ناب در بلوری از نوازش وُ بارانی از بوسه...
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
لحظهای جامِ لبَت را بهلبانَم بِسپار
یا، بیـا و قَدَمی بَـر دلِ تنـگم بِگذار
"مـانیِ" نقشگرِ نازِ هزاران "لیـلی"
"عاشقانه" غزلی بر گُلِ مویَم بِنگار
#بنفشه_انصارے_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
شوری به شرارم شدهای یار
"آرام" و "قرارم" شدهای یار
در شهرِغزلْ حافظ و سعدی
"شـیرازِ" بهـــارم شدهای یار
#بنفشه_انصارے_پرتــو
@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
در "وفـای" عشقِ "مرجانت" بمان
با دو چشمِ "سبز" جذابش بهجان،
تو "بمان" با "سبزهروی" دلبرت!!!
از طنیـن "شعرِ" بی/جـانم، بخوان
#بنفشه_انصاری_پرتــو
✰@parto_sher
آرامش میخواهی؟ حرفت را بزن! نه که دل بشکنی، نه که بیاحترامی کنی! حرفی که باید را بزن و پاسخی که باید را بده و بدون کدورت و دلخوری و تردید، از مکانها و ماجراها و آدمها دور شو...
حرفهای نزده و جوابهای فرو خورده، میشوند اندوه، میشوند ناآرامی، میشوند خشم و قهر و فاصله گرفتن و دوست نداشتنِ آدمها. به نفع خودمان و آدمهاست که همان لحظه حرف بزنیم، نه اینکه بعدا هزار دفعه با خشم و غضب، همان لحظه و ثانیه را تکرار کنیم و خودخوری کنیم و خود را بابت سکوت و خودداری نبخشیم و بدون هیچ دلیل قانع کنندهای از آدمها و رابطهها بیزار شویم.
باید به موقع حرف زد و واکنش درست داد و دفاع کرد تا "آرامش" در دسترسترین اتفاق ممکن باشد.
#نرگس_صرافیان_طوفان
༺࿇🤍࿇༻
"دلتنـگِ" بنفشهی "بهـارش" بوده
انبـوهِ دو "زلفِ" بیقـرارش بوده
در سیطرهی "تیر" وُ جلوسِ گرما
بدمستِ دوچشمانِ خمارش بوده
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
با رقیبانم بمان، حرفی که نیست
گُل ندارد حوصله، پژمردنیست
لکنتِ بغضِ زبان، بر دل نشست
لاله، هم داغش به دل بوییدنیست
من که رفتم رفتنم را چاره نیست
شد خرابه، خانهیِ دل، ارگِ بم
قصهام در این غزل ناگفتنیست
مُردهام! قبرم ولی نا آشناست
شهرزادم، بعدِ قصه مُردنیست
من که رفتم رفتنم را چاره نیست
میرَوَم از "یادِ" بارانِ "بهار"
هقهقِ ابرِ بهاری، دیدنیست
برقِ چشمانِ تو در چشمِ رقیب!!!
برگِ زردم، خِشخِشَم آزُردَنیست
من که رفتم رفتنم را چاره نیست
نورِ چشمانم، اسیرِ چشمِ ماه
در سیاهیِ نگاهم روشنیست
بر لبِ سرخِ غزل، یک آرزو
پرتو از یادِ غزل هم رفتنیست
من که رفتم رفتنم را چاره نیست
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
ای بارش باران غزل، ساقی مهتاب
در نازِ نگاهِ تو ستاره، غزلِ خواب
ای لحظهیِ دیدارِ تو!!! آبستنِ امّید
خورشید وفا! عکسِ نگاهت زده بر قاب
بیچاره دلِ دربدرم خستهی کویت
پیچیده چو، پیچک گُلِ مو در گُلِ رویت
شیراز "خزانم" زده آتش به دلِ تنگ
بدمستیِ این دل، شده آوازِ بد آهنگ
ای لحظهیِ ماتمزدهیِ غم، سفرت خوش!
ای قاصدکِ غنچهی شادی، خبرت خوش!
"آبانِ" لبانت زده بر پایِ دلم بند ...
بیچاره لبانم که گرفته، مرضِ قند
"تیری" زده از ساقهیِ زرّینهی گندم،
تا غم بشود از نفس وُ نالهی من، گُم
ای داغِ نگاهت به شب، "اسپند" وُ سپندار
ای پیلهی پروانهی دل، در طلبت، زار
"خردادِ" سحر، سایهی هر پردهیِ خورشید
ای نقشِ قلم، در قدمت، آیهی جاوید
من رسته ازین دام بلا، گرچه غمینم،
در بازیِ لفظِ "قلمت" خستهترینم ...
ای بوسهیِ افسونگرِ ساقی، به لبِ عشق
ای ساقهی سر مستیِ باران به شبِ عشق
انشایِ دو ابروی تو! پیوسته خیالم
املایِ دو زلف کَجَت، اسلیمِ وصالم
من میروم از پنجرهات، قرصِ قمر جان!
پا میکشم از وسوسه و مرهم و درمان...
باغِ شبِ من رفته به خلوتگهِ خورشید
باریده به "پاییزِ" دلم لحظهی "تردید"
من میروم از کوی تو! اما، قدَمَم لَنگ...
در خواب وُ خیالم به خیالت زدهام چنگ
از صبحِ سحر، لحظهی بدرودِ غروبم
من باورِ غمگین دروغم، که چه خوبم ...
#بنفشه_انصاری_پرتو
#رد_پای_حوا
#جدید
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
بیا و بر "لبانم" بنویس،
رمزِ "جاودانگیِ" بوسههای عشق را!
و زمزمه کن به آوازت "لبخندِ" مرا!
"جنونِ" مرا در مسیرِ تلاقیِ چشمهسارِ نگاهت
با نخستین، آمیزشِ اشکهای باران، جاری کن!
بیا و دوباره، با حضورت "معجزه" کن!
#بنفشه_انصاری_پرتــو
✰
༺࿇🤍࿇༻
در هیاهویِ غزل، مستِ میِ خاطرهها
زده بر، پنجرهیِ شب، نفسِ گرمِ خدا
به شباهنگ دل سبز سحر، تا دل من
شررِ شور و نوا از دلِ خورشید، رها
به سراپردهی گل نقش شکوفه گذری
گذری از تنِ گل، تا غزلِ مهر وُ وفا
دلِ من، تنگ دلت، رهگذری در گذرت
به سیهجامهی دل، نقشِ جفا زد بهعزا
ایندلِ زخمی خون، سرخِ شقایق شُد وُ مُرد
زد وضویی به نمازی که شُد، ایام قضا
به نگهدار سحر تا به خدای من و تو
تبِ دلواپسی از کُنج دلم گشته جدا
زده گیسوی سیاهت، به شبانگه، به جفا
آتشِ حُرمِ هوایی، که زَنَد خرمنِ ما
سفری از دل پرتو! به شفاخانهی غم،
بگذری از شب "پرتو" به رهاورد "دعا"
#بنفشه_انصاری_پرتو
✰@parto_sher
༺࿇🤍࿇༻
منزلگهِ "شبْ" صومعهٔ "جِلوهٔ" یارَ ست
کولیِ "سَحَر" منتظرِ گَشت وُ گُذارَ ست
"تیر" آمده تا بوسه زَنَد بر لبِ خورشید
"تقویمْ" ورقْخورده که پایانِ بهارَ ست
#بنفشه_انصاری_پرتـــو
✰@parto_sher
.: Weblog Themes By Pichak :.
