️ ️༺࿇🤍࿇༻

"یوسفِ گُم‌گَشته‌ی" ما عاقبت پیدا نشد
"کلبـه‌ی اَحـزانْ" گُلِســتانِ دلِ تنـها نشد

سال‌‌وُ‌‌ماه‌‌وُ‌‌هفته‌هایِ‌بی‌ثمرسَرفَصلِ‌عشق
در سکوتِ پنجـره، مهتـابی وُ زیبـا نشد

چشمه‌ٔ سرمستی‌‌و‌‌ُ‌دیوانگی در موجِ اشک
تا "سرابِ" فاصله، از دوریَت "دریا" نشد

با شراب‌‌و‌ُشعر‌و‌ُسنتور وُ غزلْ‌‌افسونگری
جلوه‌هایِ دلبری، در ساغرم "گیـرا" نشد

گوشه‌‌ٔ متروکِ پنهانِ دلم از لطفِ دوست
در "بیابانِ" وفا، با دیدَنَش "صحرا" نشد

"در جهان گردیده‌ام جمله بُتان را دید‌ام"
بَعــدِ تــو! دنیـا بــرای زنـدگی دنیـا نشد

نورِ چشمانِ غزلْ "پرتو" به‌لطفت تاکنون،
عاشـق وُ شیدا نبود وُ عاقبت شیدا نشد!


#بنفشه_انصاری_پرتو
‌‌#تضمین_حافظ_بزرگ

✰@parto_sher



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۳ | 2:37 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

رفتی وُ "کوچه‌ٔ مهتابِ" دلم، صحرا شد
"شوقِ دیدارِ" تو در چشمِ تَرَم، دریا شد

دیگر از کوچه‌ٔ معشوق، گُذَر نتوان کرد
بـر تـو وُ عَهـدِ گذشته، نظـر نتوان کرد

تا "چراغان" بِکُنی، کوچــه‌ٔ "مهتابم" را،
یا که "روشن" بِکُنی "دیـده‌ٔ" بی‌تابم را،

حَذَر از خاطره وُ یادِ تو عادت شده‌ست
از دلم گوهرِ چشمانِ تو غارت شده‌ست

پس نشو! سوخته‌‌ٔ خاطرِ شمعِ "دگـران"
نِگَهَت در "پیِ هـر یــار" نباشَد "نِگـران"

تا که این عشقِ پریشانْ زِ دلم پاک شود
"سفری" دور کنـم؛ خاطره‌ها، خاک شود


#بنفشه_انصاری_پرتــو
#تضمین_فریدون_مشیری

✰@parto_sher



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۳ | 2:35 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻



تو! حسِ لطیفِ "باریدنِ "عشق،
بر "کویرِ" قلبِ منی.
هنوز... بعد از طراوتِ تو
"رنگین‌کمانی" می‌شَوَم،
که در آغوشِ "آسمان"
خودنمایی می‌کند!


#بنفشه_انصاری_پرتو


@parto_sher



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۳ | 4:28 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

یکی چون من: غرورش رفته‌برباد
یکی چون تو: زِ ویرانیِ مـن شـاد

یکی چون من: حدیثِ گریه می‌خوانْد
یکی چون تو: دلش آســوده می‌مانْــد

یکی چون من: وجــودش پُرتَلاطُــم،
یکی چون -تو/مَنی- در خاطرش گُـم

یکی چون من: نگاهش روبه‌خورشید
یکی چون تو: خـدایِ شــــور و امیّـد

یکی چون من: نفس‌هایش شماره
یکی چون تو: سَرایَش، پُر ستـاره

یکی چون من: نگاهش سو ندارد
یکی چون تو: کنارش "او" ندارد

یکی چون من: سکوتش بغضِ یک حرف
یکی چون تو: نـــگاهش قصــــه‌ای ژرف

یکی چون من: مسیرش رو به پایان
یکی چون تو: بهـــارِ هـر زمستــــان

یکی چون من: خراشیده‌تر از بــرگ
یکی چون تو: درونِ سینه‌اش سنگ

یکی چون من: شب وُ روزش شده تو!
یکی چون تو: نصیبش مِهـــرِ "پرتـــو"

خدایا! زندگی افسانه‌ی چیست؟
ردایِ زندگی بـــر قامتِ کیست؟


#بنفشه_انصاری_پرتو

​​​​

@parto_sher



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ | 5:52 | نویسنده : بنفشه انصاری |

🤍🤍🤍

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران‌ست

باش فردا که دلت با دگران‌ست

#فریدون_جاااان_مشیری



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ | 2:25 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


به دوشِ غم گذارم این، صلیبِ انتظار را
شکوفه‌ی خزان زده!!! خلاصه کن بهار را

سحر، سکوتِ کوچه‌ را، نشانده‌ بر نگاهِ شب
سرابِ شبْ به لب‌زده، خمارِ شوره‌زار را

خیال گفتگوی دل، به محضرِ مسیحِ جان
به عطر "مریمِ" سحر، شکفته گلعذار را

نگاهِ خسته‌ی غزل، به‌روی دل گشوده تا،
که بشکند سکوتِ این، نوایِ ماندگار را

نشسته‌ام به راه تو، به پنجره، به ماه تو!
به غنچه‌غنچه فرشِ گُل، نهفته این قرار را

هوای حُرمِ آتش و، هوایِ تیرِ این جنون
نشانده بر دلم کنون، نشانِ افتخار را

به پنجره نگاه کن "چکاوکِ شکسته‌دل"
به شوقِ نامه می‌بَرَد خطوطِ یادگار را

نهیبِ اشکِ "جمعه" وُ، فغان وُ زاریِ سحر
زده به جامِ "پرتو" هم، شرابِ این خمار را


#بنفشه_انصاری_پرتــو
#بداهه


✰@parto_sher



تاريخ : جمعه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۳ | 1:20 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


می‌تراود آفتاب از گونه‌های آسمان
می‌نشیند در هوا بارانی از رنگین‌کمان

می‌نویسم نامه‌ای با خط زرین قلم
در غروبی عاشقانه بی‌ردیف و بی‌نشان

می‌سرایم شعری از دریای زیبای شمال
می‌کشم پَر سویِ تو بر بالِ سیمرغ زمان

می‌فشانم عطری از گیسوی یاس و نسترن
می‌نشینم در مسیرِ لاله‌ها و ارغوان

می‌رسم از راه بر فرش صبا مهمانِ صبح
می‌گشایم پنجره از پلک ماهِ آسمان

می‌نوازم ناله‌ی غم از دل مرغ سحر
می‌کشم در کوچه‌ی مهتابِ غم، طرح خزان

می‌گذارم یادِ گل در شهر سرخِ خاطره
می‌نشانم بر تنِ گرم زمین، فرشِ گران

بی‌تو برگِ سبزِ شادی، واژه‌ی پژمردن‌ست
بی‌تو چشمِ شعرِ پرتو! چشمه‌ی اشکِ روان

#بنفشه_انصاری_پرتو
#بداهه

✰@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۳ | 1:35 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

با توام! ای مَحـرٕمِ "اَسـرارِ" مـن
با توام! ای بــاور وُ "انـکار" مـن

ای "بهـارِ" خنـده‌ات عطرِ "خدا"
با توام! ای نقطـه‌ٔ "پـرگارِ" مـن

چون کبوتر فکرِ من جَلد تو شد
با توام! ای چیره، بـر افکارِ مـن

هر شقایقْ مستِ‌ خونَم جایِ آب
با توام! ای "غنـچه‌‌ٔ" گُــلزارِ مـن

ای غرورت کوهِ سنگیِ "سکوت"
با توام! ای منشـأِ "گفتـــارِ" مـن

سـیبِ حـوّا، بــاغ آدم، وسوسه:
با توام! "ممنــوعه‌ٔ" دیــدارِ مـن

بـر لبـانت، رودِ جــاریِ "هَـوَس"
با توام! ای "بوسـه‌ٔ" اِقــرار مـن

دردِ بی‌تو بودن وُ صد "خاطره"
با توام! ای تـا "اَبَـد" تـکرار مـن

خواب‌ وُ آرامش به‌یادت شد فنا
با توام! ای بســترِ "بیـــدار" مـن

ای به‌خاک‌اُفتاده شیرین بر مزار
با توام! خسـروِترین، دلـدارِ مـن

لحظه‌ای دل‌را به‌حالِ‌خود گُذار!
با توام! ای "دیـده‌ٔ‌" بیمـــارِ مـن

"پـرتو" در شعر وُ غزل‌ها یار تو
با توام! ای در غَزَل‌ها "یارِ" مـن


#بنفشه_انصاری_پرتو

✰@parto _sher



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۳ | 4:28 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


شاید یک روز یک نفر یک‌جوری آدم را بخواهد
که خواستنش به این راحتی‌ها تمام نشود.

#سیلویا_پلات

✰@parto_sher



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۳ | 0:52 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

شیراز، شکفته به گُلِ سرخِ وجودم
"دیوانِ" غزل‌هایِ بهاری که "سُرودم"

ای "رهگذرِ" کوچه‌ی مهتاب و ستاره
افسوس‌که مجنونم و لیلای تو بودم

#بنفشه_انصارے_پرتو

✰@parto_sher



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۳ | 23:43 | نویسنده : بنفشه انصاری |

🤍🤍🤍

درود مجدد به دوست جان عزیزم، به رسم ادب و پاسداشت مهربانی و وجود ارزشمندتون برای همه دوستان و خانواده وبلاگی عزیزم پیام مهر گذاشتم، در آغاز با آدرس، در کامنت گ‌های بعدی بدون آدرس، اگر باز هم کامنت‌هام به دستتون نمی‌رسه، لطفا زیر این پست موقت کامنت بگذارید، تا دوباره با آدرس کامنت‌های بعدی رو بفرستم.

با تقدیم بهترین آرزوها برای شما و خانواده محترمتان

خردادتان زیبا عزیزان مهربان 🤍🤍🤍



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۳ | 17:23 | نویسنده : بنفشه انصاری |

🤍🤍🤍

چقدر این جمله فیلسوف چینی لائوتسه درسته که می‌گه:

"انسان‌های بزرگ‌ هنگام‌ جدایی فقط وداع می‌کنند،

اما انسان‌های کوچک اهانت می‌کنند و می‌روند."

🤍🤍🤍



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۳ | 14:37 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


آخ که دلم خدایی، چقدر، هواتو کرده
هوایِ اون چشا وُ طعمِ لباتو کرده

هوایِ خنده‌های بی‌دغدغه، بی‌اَمون
هوای پَر کشیدن، رقصیدن، زیرِ بارون

نگاهِ ابرای خیس، زیرِ طلوعِ چشمات
شروع شب، سپیده، با نسکافه، با نبات

خنده‌هایِ خدا و قهقهه‌هایِ بارون
لرزه به اندامِ گل، شقایقِ مهربون

می‌شینم و می‌شمُرَم تنهاییِ خدا رو
روزای غم که رفتن، روزایِ با صفا رو

بد به دلت نیفته، همش کارِ خدا بود
کارِ خدای دل‌ها، خدای عاشقا بود

زانوی غم رو ول کن، اون هوامونو داره
توو قلبایِ مهربون عشق وُ وفا میذاره

خدا، ما رو دوست داره، همیشه یارمونه
همیشه بعدِ بارون، رنگین‌کمون می‌مونه

دو، دل بودم با خودم بگم شدم اسیرت؟
بگم شدم..... مجنونِ چشمایِ بی‌نظیرت؟

😉بگم‌بگم، تمومه، دیگه وقت گُذاره😉
وقت یکی شدن با، نغمه‌هایِ بهاره

بنفشه‌زارِ امسال، دیگ خزون نداره
آشتی با برگای زرد، وقتی بارون بِباره

چه ذوقی داره فردا، وقتی میای سراغم
وقتی با تاجِ خورشید منتظرِ چراغم

گلواژه‌های شادی از لب غم، جدا نیس
وقتی که شادی و عشق، منتظر فردا نیس

توو لحظه عاشقی کن، فردا شاید نباشی
شاید که مثل بارون بذر وفا نپاشی

من اومدم، سراغت تا بریم گل بچینیم
یه دسته یاس خوشبو از سرِ پل بچینیم

#بنفشه_انصاری_پرتــو
#بداهه

@parto_sher



تاريخ : دوشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۳ | 0:16 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

یهو یادت می‌افتم دست و دلم می‌لرزه
هربار اگه "بمیرم" به "دیدنت" می‌ارزه

می‌بینمت توو خوابم با اون چشای گریون
منم می‌‌شم پریشون، می‌سپرمت به بارون

بارونی از بنفشه، با گل سرخ ‌وحشی
با اون "لبای" سرخ و منقلی و آتیشی

پَر می‌زنه، دلِ من، به سوی شونه‌هاتو
بگیرمت در آغوش بوسه به گونه‌هاتو

مثل بارون توو شمال که میزنه بی‌هوا
هوای تو می‌زنه با عطر و بوی "گل‌ها"

بهت بگم شهزاده!!! عزیز "قصه‌هایی"
چشات غروبِ دریا، بارونِ بی‌هوایی

کلبه و جنگل و باغ، به‌خواب و رویا رفته!
تیک‌تاکِ "قلب" من باز به حالِ "کُما" رفته

تنها میرم کنار شن‌های سرد ساحل
موجای آبیِ غم، غروبِ زرد ساحل

ماه اومده سراغ پنجره‌های خونه
زمزمه‌ی "ترانه" با این دل دیوونه

نمی‌دونم آخرِ قصه‌یِ ما، چی میشه؟
نمی‌دونم رفیقِ "دلِ" تنها کی میشه؟


#بنفشه_انصارے_پرتو
#بداهه


✰@parto_sher



تاريخ : یکشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۳ | 19:42 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

یک پَرسه‌ٔ خیس،
زیرِ چترِ گیسوانِ
بارانی "بی‌محابا"
می‌تواند:

مُرده را زنده،
پیر را جوان،
هیزمِ شکسته را باروَر...
وَ لب‌های یک "زنِ" ناامید
از درخششِ پرتوِ خورشید را،
دوباره "شکوفا" کند!

من: به معجزه‌ٔ "عشق"
زیرِ باران "ایمان" دارم...


#بنفشه_انصاری_پرتو


✰@parto_sher,



تاريخ : یکشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۳ | 19:17 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

پریشان‌شد سَحَر از جلوه‌‌ی رویَت
"مُعَطّر" در هوا "خردادِ" گیسویت

طلوعت شعرِ مرواریدست و مرمر
"کمانِ" آسمان، رنگینْ به ‌جادویَت


#بنفشه_انصاری_پرتــو


✰@parto_sher



تاريخ : یکشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۳ | 17:58 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

یـک قاصــدکِ نقـــره‌ای از بــــاد رسیده!
یعنی که: خـــدا بـه دادِ فرهـــاد رسیده!

شیرین‌صفتی کُن که‌‌ بَسی بوسه بدهکار،
از کُنجِ "لـبِ" خنده‌ی "خـــرداد" رسیده!


#بنفشه_انصارے_پرتـــو

✰@parto_sher



تاريخ : یکشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۳ | 17:18 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

پژواکِ سکوتِ آشنایم عشق‌ست
بی‌تابیِ دردِ جانفزایم عشق‌‌ست

"آوایِ" غزلْ، نسیمِ "صبحِ" شنبه
"آغازِ" تمامِ هفته‌هایم عشق‌ست


#بنفشه_انصارے_پرتــو


✰@partopoem



تاريخ : جمعه یازدهم خرداد ۱۴۰۳ | 5:13 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

نر‌م‌نرمک "عشقِ" تو در باغِ "دل" آمد بِه بار
"عطرِ" تو با عطرِ باران، در "هوایِ" سبزه‌زار

می‌زند بر رویِ لب‌هایِ غزل چون "بوسه‌ای"
"سایه‌های" هر شکوفه، بر "لبانِ" مستِ یار

دوره‌گردِ "کولیِ" آشفته‌موی "باغِ" عشق
می‌زند "گلبانگ" از "بامِ" سحر، آمد "بهار"

آمده "خردادی" از برگِ بهار وُ شعر وُ شور
"آخرین" ماهِ "بهارِ" آرزوها "ماندگار"

در هوایِ عطرِ "نوبرهایِ" شیرین چون عسل
صد غزل باریده شبنم بر خروشِ چشمه‌سار

می‌خَرامد، در "وصالِ" نور وُ شورِ "دلبری"
در "طلوعی" عاشقانه "تک‌سواری" بی‌/قرار

برکه‌‌ی "فیروزه‌‌‌رنگِ" مستیِ "چشمانِ" صبح
بُرده "جان" را در "حصارِ" باغِ رنگینِ "انار"

"خنده‌ی" یاس وُ شقایق، در هوایِ "گفتگو"
چون "نوایِ" قُمریان و شاعرانه چون سه‌تار

در سکوتِ شعرِ "پرتو" سَرزده "ساز" وُ غزل
آمدی!!! با "موجِ" بوسه "ساحلِ" دریا کنار


#بنفشه_انصارے_پرتو

✰@parto_sher



تاريخ : پنجشنبه دهم خرداد ۱۴۰۳ | 10:6 | نویسنده : بنفشه انصاری |