༺࿇🤍࿇༻
آخ که دلم خدایی، چقدر، هواتو کرده
هوایِ اون چشا وُ طعمِ لباتو کرده
هوایِ خندههای بیدغدغه، بیاَمون
هوای پَر کشیدن، رقصیدن، زیرِ بارون
نگاهِ ابرای خیس، زیرِ طلوعِ چشمات
شروع شب، سپیده، با نسکافه، با نبات
خندههایِ خدا و قهقهههایِ بارون
لرزه به اندامِ گل، شقایقِ مهربون
میشینم و میشمُرَم تنهاییِ خدا رو
روزای غم که رفتن، روزایِ با صفا رو
بد به دلت نیفته، همش کارِ خدا بود
کارِ خدای دلها، خدای عاشقا بود
زانوی غم رو ول کن، اون هوامونو داره
توو قلبایِ مهربون عشق وُ وفا میذاره
خدا، ما رو دوست داره، همیشه یارمونه
همیشه بعدِ بارون، رنگینکمون میمونه
دو، دل بودم با خودم بگم شدم اسیرت؟
بگم شدم..... مجنونِ چشمایِ بینظیرت؟
😉بگمبگم، تمومه، دیگه وقت گُذاره😉
وقت یکی شدن با، نغمههایِ بهاره
بنفشهزارِ امسال، دیگ خزون نداره
آشتی با برگای زرد، وقتی بارون بِباره
چه ذوقی داره فردا، وقتی میای سراغم
وقتی با تاجِ خورشید منتظرِ چراغم
گلواژههای شادی از لب غم، جدا نیس
وقتی که شادی و عشق، منتظر فردا نیس
توو لحظه عاشقی کن، فردا شاید نباشی
شاید که مثل بارون بذر وفا نپاشی
من اومدم، سراغت تا بریم گل بچینیم
یه دسته یاس خوشبو از سرِ پل بچینیم
#بنفشه_انصاری_پرتــو
#بداهه
@parto_sher
.: Weblog Themes By Pichak :.
