༺࿇🤍࿇༻


پدر یعنی: صلابتْ "نــورِ" امیـــد
پدر یعنی: سخاوتْ عشقِ جاوید

پدر یعنی: همیشه "کودکم" مـن!
پدر یعنی: "خدا" وقتی‌که خندید


#بنفشه_انصارے_پرتــو
#پدر_جان_روحت_شاد

✰@parto_sher



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۳ | 19:18 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

از "اخم" فلک "خنده‌ی" مهتاب بگیرید
از سرمه‌ی شب، وسوسه‌ی خواب بگیرید

از "اهل" وُ "عیال" وُ لبِ معشوق خیالی
با: توپ‌‌‌ و تَشَر، بوسه وُ "جوراب" بگیرید


#بنفشه_انصارے_پرتــو
#روز_مهربانان_فرخنده

✰@parto_sher



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۳ | 19:16 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

ای پدر جان! سخت دلتنگ توام
عاشق لحن خوش‌آهنگ توام

دخترت بر شانه‌ات بازی کند
در نگاهت، باز "طنازی" کند

یادگار کودکی با من بمان!
ناامیدی در نگاهم را بخوان

با نگاهت، عشق در من جان گرفت
مشکلات کودکی، پایان گرفت ...

سینه‌ام از دوریت، غمگین شده
سایه‌های بی‌کسی، سنگین شده

مهربانی را به من آموختی
همچو شمعی عاشقانه، سوختی

پر کشم دور سرت، پروانه‌وار
اشک خونین، ناله‌ی دیوانه‌وار ...

دیده، در هجران تو باران کنم
بغض و ناله، چاره‌ی هجران کنم

بی‌تو کوه خستگی، آوار شد
دل، به تنهایی و غم ناچار شد

پس بمان، در لحظه‌هایم تا ابد
تا که دنیایم به آرامش رسد ...


#بنفشه_انصارے_پرتــو
#روز_پدر_فرخنده

✰@parto_sher



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۳ | 19:15 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

گل من!!!

قدیم ها انیمیشن بدون دیالوگی بود که به عنوان میان برنامه تلویزیونی پخش می شد که من خیلی دوسش داشتم. ماجرا از تلاش تنها کاراکتر این انیمیشن شروع می شد که داره سعی میکنه با مشقت خودشو به بالای یک قله برسونه. با لباسهای خاکی، پیشانی عرق کرده، و نفس های پرشمار... اخرش هم که خودشو به بالای قله میرسونه با لبخند، تک گل روییده شده زرد رنگی که نشونش کرده بود رو میچینه و با خوشحالی از قله پایین میاد.. وقتی که به دامنه کوه میرسه از میان هزاران گل زرد رنگ کوچک و بزرگ شبیه اون گل رد میشه اما بدون اعتنا به اونها گلش رو عاشقانه بو میکنه و رد میشه. کوچکتر که بودم فکر می کردم احمقه و شاید بخاطر همین حماقت و با مزه بودن تماشاش می کردم. اما بعدا فهمیدم که اون انیمیشن مفهوم عمیقی از دوست داشتن رو داره به زبانی ساده بیان میکنه ....

🕊️🕊️🕊️



تاريخ : شنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۳ | 16:27 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


"زیباست" قرارِ بی‌قرارِ من و تو
" سنتور و سه تار در کنارِ من و تو

با "شور" و غزل، نوای زیبای سحر
سخت‌ست به سینه انتظارِ من و تو


#بنفشه_انصاری_پرتو

@parto_sher



تاريخ : شنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۳ | 14:59 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


دو چشمان غزالت چون شرابم
خمارم در کنارت، مست خوابم

بیا، ای گل مگو فرصت هنوزست
که مثل زورقی بر روی آبم

دو چشمم تا که دیده روی ماهت
به دل عاشق شدم با یک نگاهت

نگاهت دلخوشی زندگانی‌ست
به رنگ چشم و گیسوی سیاهت

به دل/خواهم که خواهان تو باشم
مثال چشم گریان تو باشم

ز جان خواهم از این دنیا رها شم
دگر دنیا، که مهمان تو باشم

به شب مه بینم و یاد تو افتم
سحر گل چینم و یاد تو افتم

کنار آهوی وحشی صحرا
دمی بنشینم و یاد تو افتم ...

#بنفشه_انصاری_پرتو


@parto_sher



تاريخ : شنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۳ | 1:58 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻



بیا امشب را به، یاد هم باشیم!
سکوتِِ تلخ نه! فریاد هم باشیم

تیشه برداریم از فرقِ بیستون،
بیا شیرین و فرهاد هم باشیم!


#بنفشه_انصاری_پرتو



@parto_sher



تاريخ : جمعه بیست و یکم دی ۱۴۰۳ | 0:2 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

برای کسایی که در حقتون خیانت کردن دلتنگ نشید،

برای کسایی که حتی یکبار شما رو کوچیک کردن دلتنگ نشید،

برای کسایی که دوستون ندارن دلتنگ نشید،

برای بی‌معرفت‌ها،

دروغگوها و

دوروها دلتنگ نشید،

آدم‌های اشتباه لیاقت دلتنگیتون رو ندارن.

#نرگس_صرافیان_طوفان

@parto_sher



تاريخ : سه شنبه هجدهم دی ۱۴۰۳ | 18:58 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

بوی "گُل" از جامه رفت
جوهر از این خامه* رفت

" نوش دارویی" بده!
رستم از شاهنامه رفت

#بنفشه_انصاری_پرتو


* خامه: قلم


@parto_sher



تاريخ : دوشنبه هفدهم دی ۱۴۰۳ | 22:2 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

هم ساغر وُ هم جامِ بلوری ای عشق
"آتشکده" و "پـرتوِ" نـوری ای عشق

گرم‌ست "زمستان" به‌ حضورت عشقم!
دل، عاصی و تو سنگِ صبوری ای عشق


#بنفشه_انصاری_پرتو

@parto_sher



تاريخ : دوشنبه هفدهم دی ۱۴۰۳ | 21:22 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

شکوفه بر تنش دیباست با تو
رباعی و غزل، شیواست با تو

زمستان و بهاری "شاعرانه"
تمامِ سالِ من زیباست با تو

#بنفشه_انصاری_پرتو

@parto_sher



تاريخ : یکشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۳ | 23:23 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

خسته از پاییز وُ بهمن‌ماه وُ دِی
سالِ #ایرانی شود اینگونه طی

یا؛ که در تالابِ وَهم‌ْانـگاری‌ست
یا؛ که در ویرانه‌ی #بیماری‌ست


#بنفشه_انصارے_پرتــو

✰@parto_sher



تاريخ : یکشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۳ | 21:57 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


به نامه‌ای، نشانه‌ای نوید عاشقانه‌ای
نوای هدهد صبا، حلولِ هر جوانه‌ای

شرابِ شامِ آخرِ مسیح وُ خلسه‌ی جنون
شکسته‌ای سبوی غم، خمار عارفانه‌ای

همیشه سربراهی و گلی به دفترِ غزل
همیشه شاد و با صفا، نجیب و کودکانه‌ای

به گریه‌های نم‌نم و به خواهش و دعای دل
سر خمیده‌ی مرا، تو تکیه‌گاه و شانه‌ای

به‌گوشِ دل، به‌گوش جان، به‌صوت و لهجهٔ اذان
اقامه‌ی نماز شب، نیازِ بیکرانه‌ای

هوای ای الهه و سکوت و نغمه‌ی بنان
به زمزمه به ناله‌ای، تو وصفِ این ترانه‌ای

نگو که وقتِ رفتن و شروعِ قصه‌ِی سفر،
شفایِ جان! شفای دل! دوا و درد خانه‌ای

نگاهِ پرتو مانده بر، نگاه و هق‌هقِ غزل
تویی خدای هر غزل، شکوه جاودانه‌ای


#بنفشه_انصاری_پرتو


@parto_sher



تاريخ : شنبه پانزدهم دی ۱۴۰۳ | 22:18 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

امشب که در حریر تو مهمانم
آمیزه‌ی ترانه و بارانم

در شرجی هوای غزل‌هایت
پیداست استغاثه‌ی چشمانم

از جاری زلال چشمانت
این‌بار تشنه بازنگردانم

انگور چشم تو مسکر نیست
هشیار می‌شوم تو بنوشانم

در پرتو نگاه دل‌انگیزت
عرفان و فلسفه و شعر می‌خوانم

بیا، شاهد عشق که بعد از تو
در تندباد حادثه حیرانم

امشب بگیر، دست دل من را
در خلسه‌ی سماعت بچرخانم

#بنفشه_انصاری_پرتو


@parto_sher



تاريخ : جمعه چهاردهم دی ۱۴۰۳ | 21:44 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

در نـمای "بـرفیِ" شـهری "غریب"
می‌نِشینَد بر دلم "دردی" عجیب

یا شَوَم مریم‌ترین مصلوبِ عشق
یا شَوَم "عیٖسای" خُفته بَرصَلیب


#بنفشه_انصاری_پرتــو


✰@parto_sher



تاريخ : سه شنبه یازدهم دی ۱۴۰۳ | 23:55 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

مریم! به‌ صلیبِ هَوَست قربانی‌ست
بـا حُکمِ "اَبَد" در دلِ تو زندانی‌ست

"پـروانه‌ی" بی‌بـال وُ پَـرِ عُریانَ‌ست،
در پیله‌‌ی دردی که تو بهتر دانی‌ست

#بنفشه_انصارے_پرتــو


✰@parto_sher



تاريخ : سه شنبه یازدهم دی ۱۴۰۳ | 21:30 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


زمستان آمد و پاییز، طی شد
خزانِ خسته، هم مهمانِ دی شد

شب یلدا، انار سرخ، خون شد
نگاهِ آسمان، غرقِ جنون شد

هوای سال نو بر دفترِ غم
شبیهِ لرزه‌‌هایِ مُهلکِ بَم

در ایران، پرتوِ امید مرده
نشانِ فره‌ی جاوید مرده

نشسته یاد یاران در نگاهم
غریوِ جغد غم در شامگاهم

خزان هم آمد و باران نیامد
به داد ملتِ ایران نیامد

نفس‌ها شد کبودِ درد و بیمار
نشد نخفته به دردِ خفته بیدار

نیامد عیسی‌ وُ روح‌الامینی
نشد "زنده" قناریِ حزینی

شرابِ قدسیِ عیسا مسیحا
رسیده سال نو با حرف و اما

پدر، شرمنده‌ی فرزند و مهمان
سکوتِ کودک کار و غم نان

شکسته بغض مادر در گلویش
کلیدِ قفلِ آزادی به سویش

نمای شهرِ غم، از دور عالی
نشسته گًردِ غم، بر فرش و قالی

غزل در کار شادی تنگدست‌ست
به زاری بر قبورِ غم، نشسته‌ست

نسیم سال نو! در صبحِ ایران
شده آوای غم، شامِ غریبان

#بنفشه_انصارے_پرتو
#سال_نو_میلادی
#بداهه


✰@parto_sher



تاريخ : سه شنبه یازدهم دی ۱۴۰۳ | 19:8 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

نذر کردم بر لبت صد بوسه قربانی کنم
بوسه‌ها را در نگاهت من چراغانی کنم

ای مسیحِ مُنجیِ پسْ‌کوچه‌هایِ ناصری!
نذر کردم بوسه‌ای هرگوشه پنهانی کنم


#بنفشه_انصاری_پرتــو

✰@parto_sher



تاريخ : سه شنبه یازدهم دی ۱۴۰۳ | 16:42 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

بِرَقصی چـون "انـارِ" دانه‌دانه
به "آوای" دلت با صد "ترانه"

بِریزَد بر سَرَت دیبایی از برف
به شادی وُ سروری "کودکانه"


#بنفشه_انصاری_پرتو


✰@parto_sher



تاريخ : سه شنبه یازدهم دی ۱۴۰۳ | 13:33 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


سرزنده‌ی صبحِ ماندگارت هستم
دلبسته‌ی هر قول و قرارت هستم

در طالع سالی که نکو خواهد بود
گلبرگ " بنفشه‌ی" بهارت هستم

#بنفشه_انصاری_پرتو


@parto_sher



تاريخ : دوشنبه دهم دی ۱۴۰۳ | 22:16 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


به دوشِ غم، گُذارم این، صلیبِ انتظار را
شکوفه‌ی خزان زده!!! خلاصه کن بهار را

سحر، سکوتِ کوچه‌ را، نشانده‌ بر نگاهِ شب
سرابِ شبْ به لب‌زده، خمارِ شوره‌زار را

خیال گفتگوی دل، به محضرِ مسیحِ جان
به عطر "مریمِ" سحر، شکفته گلعذار را

نگاهِ خسته‌ی غزل، به‌روی دل گشوده تا،
که بشکند سکوتِ این، نوایِ ماندگار را

نشسته‌ام به راه تو، به پنجره، به ماه تو!
به غنچه‌غنچه فرشِ گُل، نهفته این قرار را

هوای حُرمِ آتش و، هوایِ تیرِ این جنون
نشانده بر دلم کنون، نشانِ افتخار را

به پنجره نگاه کن "چکاوکِ شکسته‌دل"
به شوقِ نامه می‌بَرَد خطوطِ یادگار را

نهیبِ آه این دل وُ فغان وُ زاریِ سحر
زده به جامِ "پرتو" هم، شرابِ این خمار را


#بنفشه_انصاری_پرتــو

✰@parto_sher



تاريخ : دوشنبه دهم دی ۱۴۰۳ | 21:19 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


گل در بَر و می در کف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلسِ ما ماهِ رخِ دوست تمام است

در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بی‌روی تو ای سرو گُل‌اندام، حرام است

گوشَم همه بر قولِ نی و نغمهٔ چنگ است
چشمم همه بر لَعلِ لب و گردشِ جام است

در مجلسِ ما عِطر مَیامیز که ما را
هر لحظه ز گیسو‌ی تو خوش بوی مَشام است

از چاشنیِ قند مگو هیچ و زِ شِکَّر
زان رو که مرا از لبِ شیرینِ تو کام است

تا گنجِ غمت در دلِ ویرانه‌، مُقیم است
همواره مرا کویِ خرابات مُقام است

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

مِی‌خواره و سرگشته و رندیم و نَظَرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟

با مُحتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلبِ عیشِ مدام است

حافظ منشین بی‌مِی و معشوق زمانی
که‌ایّامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام است


#حاااافظ_بزرگ


@parto_sher



تاريخ : دوشنبه دهم دی ۱۴۰۳ | 17:39 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

من از غوغای "دنیا" می‌گریزم
از این "نامردمی‌ها" می‌گریزم

نپرس از من چرا آشفته‌حالی؟
که از تکرار "فــردا" می‌گریزم

#بنفشه_انصارے_پرتو

🕊️🕊️🕊️



تاريخ : دوشنبه دهم دی ۱۴۰۳ | 0:39 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

مارگوت بیکل

خیلی زیبا برای محبوبش می‌نویسه و میگه:
"چون دوستت می‌دارم؛
مجبور نیستی آن‌گونه که روز آشنایی‌مان بودی باقی بمانی.
چون دوستت می‌دارم؛
مجبور نیستی خود را محدود کنی

به تصویری که از تو زنده مانده در من!

چون دوستت می‌دارم؛
می‌توانی در خودت ببالی چیزهای جدیدی کشف کنی در وجودت می‌توانی دگرگون شده، بشکفی، تازه شوی!
چون دوستت می‌دارم،
می‌توانی آن‌چه هستی باقی بمانی و آنچه نیستی شوی"

@parto_sher



تاريخ : دوشنبه دهم دی ۱۴۰۳ | 0:14 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

یوسفِ شعرم شدی از چاهِ کنعان آمدی
از سرابِ هر غزلْ، از بُغضِ بـاران آمدی

آمدی آسیمه‌سر تا مرهمی بر دل شَوی،
با نسیمِ صبحِ دِیْ، بـرفِ زمستان آمدی


#بنفشه_انصارے_پرتــو
#بداهه


✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هشتم دی ۱۴۰۳ | 22:5 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

بدون ساقی و می مستِ مستی
شدی مهتاب و در جانم نشستی

شبانگاهان "دی" در اوج سرما
من اما از تو! دلگرمم که هستی

#بنفشه_انصاری_پرتو


@parto_sher



تاريخ : شنبه هشتم دی ۱۴۰۳ | 21:55 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

مگر "از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گُذَری؟!"
که نمانده بِه‌تَنِ "خسته‌یِ" تو بال وُ پری؟!

"قَفَسَت" سَرد وُ دلت دَرد وُ نگاهت شَبگَرد!
چِه طلوعی، چه غروبی، چه نمازِ سَحَری؟!

مگر از کوچِ "زمستانیِ" خود، واماندی؟!
که شُدی حَبسِ دِی وُ بهمنِ فصلِ دِگَری؟!

همه جا دانه‌یِ غم بود وُ نبود از تو اَثَر؟!
تو "پرستویِ" دماوندِ رَهِ "پُر خَطَری!"

چه ستم‌ها که از این خانه‌بِه‌دوشی داری؟
چه‌‌شکنجه چه‌‌فَغانی چه‌خُروش‌‌‌ وُ شَرَری؟

مگر از بارِ غمت، "بندِ" دلم پاره نَشُد؟!
به؛ گناهی که نَکَردی به؛ نشان وُ اثری!

غمِ "آب" وُ غمِ "دانه" نَفَسِ بی‌رَمَقت،
به چه شُوقی بِنِویسم غََزل از ماه و پری؟

مگر از جانِ خودت سیر شدی مرغِ عَزا؟
که "بِبُرَّند" سَرَت را بِه؛ دلیل وُ "نظری"؟

واعظان‌ با جلوه‌‌ بر محراب‌‌ و‌ُ‌ منبر‌های‌ِ‌ شهر
"می‌فروشند" جان و مالِ "ملَّتی" بر"منبری"

به چه شهری بِرَوی، یا به کُجا "بِگْریزی؟"
که گِرِفته نَفَسِ "پرتو" از این بی‌‌خبری!


#بنفشه_انصاری_پرتو
#تضمین_حافظ_بزرگ

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه هشتم دی ۱۴۰۳ | 20:22 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

پیوسته دلیلِ جستجویم بودی
"گُل‌واژه‌ٔ" طبـعِ بذله‌گویم بودی

در شعرِ ستاره وُ "سرودِ" باران،
"بوسه" به لَبِ پُرآرزویَـم بودی


#بنفشه_انصاری_پرتو

🕊️🕊️🕊️



تاريخ : شنبه هشتم دی ۱۴۰۳ | 16:38 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


"بهارِ" آشنایی‌مان مبارک
رهایی از جدایی‌مان مبارک

به‌ پاس روشنیِ چشمِ دی ماه
"زمستانِ" طلایی‌مان مبارک


#بنفشه_انصاری_پرتو


@parto_sher



تاريخ : شنبه هشتم دی ۱۴۰۳ | 0:40 | نویسنده : بنفشه انصاری |

️ ️༺࿇🤍࿇༻

مسیحا -جانِ/مریم- بی‌قرار است
نگو‌! توبه -دلم- چشم‌ انتظار است

"شرابِ" قُدسی‌اَت را "شامِ آخر"
بِزن، با دیگری -مریم- خُمار است


#بنفشه_انصارے_پرتو
‌‌


✰@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه پنجم دی ۱۴۰۳ | 15:46 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

"کلوته" یکی از حوریان 'دریایی" بود که دل به عشق " آپولو" طبیب خدایان و مظهر 'خورشید" سپرده بود و از جانب معشوق پاسخی نمی‌شنید.
اما چون شمع همچنان در شعله‌ی عشق می‌گداخت و پایداری می‌کرد. هر روز هنگام طلوع صبح که آپولو با گردونه پرشکوه و جلال خویش راه آسمان در پیش می‌گرفت، کلوته گیسوان بلندش را بر دوش افشان می‌کرد و همچنان چشم به آپولو می‌دوخت تا در افق مغرب غروب کند.
نُه روزِ تمام پیوسته کارش همین بود، نه خواب داشت و نه خوراک و تنها از اشک چشم خویش و شبنم سرد هوا تغذیه می‌کرد. چهره‌اش با آفتاب می‌چرخید و یک دم چشم از معشوق بر نمی‌داشت تا اندک‌اندک پاهایش ریشه کرد و در زمین فرو رفت و رخسارش به گلی بدل شد و از آن‌رو که پیوسته چشم به خورشید دوخته است و با گردش آن می‌گردد؛ آن گل را "آفتابگردان" نام کردند...
گل آفتابگردان ... دلی که به راستی عاشق شده باشد هیچگاه عشق را فراموش نمی‌کند بلکه عشق را تا پایان عمر ادامه می‌دهد همچون گل آفتابگردان که خدای محبوب خویش، خورشید را‌ ...

@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه پنجم دی ۱۴۰۳ | 15:17 | نویسنده : بنفشه انصاری |

‌༺࿇🤍࿇༻

برگ‌های "تقویمِ" سالِ نو! پایانِ من کجاست؟
جانم به لب، رسید بگو شوکران من کجاست؟

خورشید از فروغِ نگاهت به "گِل" نشسته باز
ای ماهتابِ‌حُسن تو بگو کهکشان من کجاست؟

در هوای "سکوتِ" تو! زمستان وُ برفِ سرد،
وارثِ روح و جسمِ بی‌آشیان من کجاست؟

چون "مریمِ" مجدَلی‌ام "سنگسارِ" کینه‌‌ها،
ای مسیحِ‌ صلح بَرصلیبْ درمانِ‌من کجاست؟

"آواره‌یِ" پس کوچه‌هایِ "ناصریه" به ظُلم،
زخمی‌وُ شرمسارم کلیدِ زندانِ‌من کجاست؟

دلْ‌‌ نگرانتم شیشه‌ی عُمرم، به دست توست!
این دَمِ آخر بگو! "طبیبِ" جانِ من کجاست؟

در "شامِ آخَرِ من شهرزادِ قصّه‌گویی نیست؟
راویِ "بود وُ نبودِ" هر داستانِ من کجاست؟

#پرتوِ "چشمانت" آیینه‌دارِ طلوعِ "صبح"
ای حضرتِ معشوقْ نیمه‌‌ٔ‌پنهانِ من کجاست؟


#بنفشه_انصارے_پرتــو
#میلاد_مسیح_فرخنده



✰@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه پنجم دی ۱۴۰۳ | 15:2 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

"مـژده" آمد به صبـا موعدِ دیدار شده
صبحِ صادق شَـرَری بر شبِ بیمار شده

سَرزده وقتِ سَحَر طلعتِ میلادِ مسیح
اینچنین طفلِ بِه‌حرف‌آمده بیدار شده


#بنفشه_انصاری_پرتــو
#میلاد_مسیح_فرخنده

✰@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه پنجم دی ۱۴۰۳ | 13:9 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


به "عشقِ" روی تو! بی‌تابم ای یار
چه شب‌ها خیره بر مهتابم ای یار

به رنگ و عطر شبنم‌، در سحرگاه
همین امشب بیا در خوابم ای یار


#بنفشه_انصاری_پرتو


@parto_sher



تاريخ : سه شنبه چهارم دی ۱۴۰۳ | 22:34 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

"سیبِ" هـوس خُـدای نشناسم را
یا گمشده‌ی عطـرِ خوشِ یاسم را

"تقدیم" حضـور "مهـربانی" باید،
در قالب شعر ریخت احساسم را


#بنفشه_انصاری_پرتـــو
#فرح_نازنینم



✰@parto_sher



تاريخ : یکشنبه دوم دی ۱۴۰۳ | 23:4 | نویسنده : بنفشه انصاری |

️ ️༺࿇🤍࿇༻


جِناقَم را شکستی، سرد وُ خاموش
که در یادَم، ولی گَشتم "فراموش"

پس از آن، من دگر "عهدی" نبستم
هنوزم با غمت، هستم "هم‌آغوش"


#بنفشه_انصارے_پرتو
#فرح_نازنینم



تاريخ : یکشنبه دوم دی ۱۴۰۳ | 21:50 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

یهو یادت می‌افتم دست و دلم می‌لرزه
هربار اگه "بمیرم" به "دیدنت" می‌ارزه

می‌بینمت توو خوابم با اون چشای گریون
منم می‌‌شم پریشون، می‌سپرمت به بارون

بارونی از بنفشه، با گل سرخ ‌وحشی
با اون "لبای" سرخ و منقلی و آتیشی

پَر می‌زنه، دلِ من، به سوی شونه‌هاتو
بگیرمت در آغوش بوسه به گونه‌هاتو

مثل بارون، توو شمال که میزنه بی‌هوا
هوای تو می‌زنه با عطر و بوی "گل‌ها"

بهت بگم مهربون!!! عزیز "قصه‌هایی"
چشات غروبِ دریا، بارونِ بی‌هوایی

کلبه و جنگل و باغ، به‌خواب و رویا رفته!
تیک‌تاکِ "قلب" من باز، به حالِ "کُما" رفته

تنها میرم کنار شن‌های سرد ساحل
موجای آبیِ غم، غروبِ زرد ساحل

ماه اومده سراغ پنجره‌های خونه
زمزمه‌ی "ترانه" با این دل دیوونه

نمی‌دونم آخرِ قصه‌یِ ما، چی میشه؟
نمی‌دونم رفیقِ "دلِ" تنها کی میشه؟


#بنفشه_انصارے_پرتو
#بداهه


✰@parto_sher



تاريخ : شنبه یکم دی ۱۴۰۳ | 21:23 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

ای هستیِ مـن از تـو!
"گُـل‌واژه‌یِ" زیبــایی!

منظورِ "خدا" هستی!
"تنــدیسِ" شکیبـایی!

#بنفشه_انصاری_پرتو
#روز_مادر_فرخنده

🕊️🕊️🕊️

خانه آنجاست که عطروُبویِ "مادر" دارد
یک "فرشته" که مرا همیشه "بـاور" دارد

نَفَسِ پاکِ "خداوند" وُ طلوعِ "خورشید"
"خوابِ" نازی که به "بالِشَم" کبوتر دارد

#بنفشه_انصارے_پرتــو
#مادر

🕊️🕊️🕊️

تو! سُروده‌ٔ لبانِ کیستی؟
که بر زبانِ قلمْ جاری می‌شوی،
ولی آنقدر بزرگی
که در سینه‌ٔ کاغذ نمی‌گُنجی!
تو! هنوز در خواب‌‌هایِ نیمه‌شب‌ِ کودکانه‌ام ...
زیرِ لب "عشق" زمزمه می‌کُنی.
مادر!

#بنفشه_انصارے_پرتو
#مادر
🕊️🕊️🕊️
مــادر:
تنـها عطـرِ ماندگاری‌‌ست،
کـه بـویِ کودکی، آرامِش، اعتـماد،
صمیمیّت وَ عشـق می‌دهـد ...

#بنفشه_انصارے_پرتو
#مادر

🕊️🕊️🕊️

یک نفر بود که: مشتاقِ نِگاهَم می‌مانْد
از پَسِ پنجره‌ها خیره بِه راهَم می‌مانْد

یک نفر بود که از دَردِ/سَرَم تَب می‌کَرد
مادرم پُشت وُ پناه وُ تکیه‌گاهَم می‌مانْد

#بنفشه_انصارے_پرتــو
#تقدیم_به_مادران_آسمانی

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه یکم دی ۱۴۰۳ | 20:44 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻

ای روشنیِ رویَت، مهتابِ جهانِ من
ای چشمه‌یِ چشمانت، الماسِ نهانِ من

بگذار که چون کودک، آغوشِ تو را بویم،
گُل‌هایِ "بهاری" را در "باغِ دلت" جویَم

با تو نَفَسم انگار، عطری و اهورایی‌ست
لب‌هایِ خموشِ من، خندان وُ تماشایی‌ست

تنها تو رفیق و یار، در بسترِ تب، غمخوار
مثلِ تو کجا یابم "مرهم" به "دلِ بیمار"؟!

بر شانه‌ی پُر مِهرَت، سَر می‌نَهَم وُ شادم
با تو غزلِ عشقم، از دلهُره، آزادم

دستانِ تو را با عشق، می‌بوسم و می‌بویم
از مهر و صفای تو می‌گِریَم و می‌گویم:

ای هستیِ من از تو! گل‌واژه‌ی زیبایی!
منظورِ خدا هستی! تندیسِ شکیبایی!

مادر! تو خدای من، خورشیدِ صفا هستی
آکنده ز پاکی و ققنوسِ وفا هستی!

"فصلِ"دلِ من با تو! رنگیُ و "بهارینَ‌ست"
بی‌تو دلِ من "زخمی" پُرخون و "اَنارینَ‌ست"

آغوش تو شد بستر، بر قامتِ پُر دَردم
رنگِ نَفَسِ شِعرم! ... پَژمرده، گُلِ زردم!


#بنفشه_انصاری_پرتو

روز 💌مادر💌 فرخنده

✰@parto_sher



تاريخ : شنبه یکم دی ۱۴۰۳ | 20:42 | نویسنده : بنفشه انصاری |

༺࿇🤍࿇༻


یک معجـزه پشتِ دَرِ عشق‌ست
"بوسه" بـه لبِ ساغرِ عشق‌شت

"دی" آمـده بـا رقـصِ "سـپیده"
گُل‌های "خزانْ" پَرپَرِ عشق‌ست


#بنفشه_انصاری_پرتــو


@parto_sher



تاريخ : شنبه یکم دی ۱۴۰۳ | 13:19 | نویسنده : بنفشه انصاری |