༺࿇🤍࿇༻
یهو یادت میافتم دست و دلم میلرزه
هربار اگه "بمیرم" به "دیدنت" میارزه
میبینمت توو خوابم با اون چشای گریون
منم میشم پریشون، میسپرمت به بارون
بارونی از بنفشه، با گل سرخ وحشی
با اون "لبای" سرخ و منقلی و آتیشی
پَر میزنه، دلِ من، به سوی شونههاتو
بگیرمت در آغوش بوسه به گونههاتو
مثل بارون، توو شمال که میزنه بیهوا
هوای تو میزنه با عطر و بوی "گلها"
بهت بگم مهربون!!! عزیز "قصههایی"
چشات غروبِ دریا، بارونِ بیهوایی
کلبه و جنگل و باغ، بهخواب و رویا رفته!
تیکتاکِ "قلب" من باز، به حالِ "کُما" رفته
تنها میرم کنار شنهای سرد ساحل
موجای آبیِ غم، غروبِ زرد ساحل
ماه اومده سراغ پنجرههای خونه
زمزمهی "ترانه" با این دل دیوونه
نمیدونم آخرِ قصهیِ ما، چی میشه؟
نمیدونم رفیقِ "دلِ" تنها کی میشه؟
#بنفشه_انصارے_پرتو
#بداهه
✰@parto_sher
تاريخ : شنبه یکم دی ۱۴۰۳ | 21:23 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
