༺࿇🤍࿇༻


می‌تراود آفتاب از گونه‌های آسمان
می‌نشیند در هوا بارانی از رنگین‌کمان

می‌نویسم نامه‌ای با خط زرین قلم
در غروبی عاشقانه بی‌ردیف و بی‌نشان

می‌سرایم شعری از دریای زیبای شمال
می‌کشم پَر سویِ تو بر بالِ سیمرغ زمان

می‌فشانم عطری از گیسوی یاس و نسترن
می‌نشینم در مسیرِ لاله‌ها و ارغوان

می‌رسم از راه بر فرش صبا مهمانِ صبح
می‌گشایم پنجره از پلک ماهِ آسمان

می‌نوازم ناله‌ی غم از دل مرغ سحر
می‌کشم در کوچه‌ی مهتابِ غم، طرح خزان

می‌گذارم یادِ گل در شهر سرخِ خاطره
می‌نشانم بر تنِ گرم زمین، فرشِ گران

بی‌تو برگِ سبزِ شادی، واژه‌ی پژمردن‌ست
بی‌تو چشمِ شعرِ پرتو! چشمه‌ی اشکِ روان

#بنفشه_انصاری_پرتو
#بداهه

✰@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۳ | 1:35 | نویسنده : بنفشه انصاری |