༺࿇🤍࿇༻

با رقیبانم بمان، حرفی که نیست
گُل ندارد حوصله، پژمردنیست

لکنتِ بغضِ زبان، بر دل نشست
لاله، هم داغش به دل بوییدنیست


من که رفتم رفتنم را چاره نیست


شد خرابه، خانه‌یِ دل، ارگِ بم
قصه‌ام در این غزل ناگفتنیست

مُرده‌ام! قبرم ولی نا آشناست
شهرزادم، بعدِ قصه مُردنیست


من که رفتم رفتنم را چاره نیست


می‌رَوَم از "یادِ‌" بارانِ "بهار"
هق‌هقِ ابرِ بهاری، دیدنیست

برقِ چشمانِ تو در چشمِ رقیب!!!
برگِ زردم، خِش‌خِشَم آزُردَنیست


من که رفتم رفتنم را چاره نیست


نورِ چشمانم، اسیرِ چشمِ ماه
در سیاهیِ نگاهم روشنیست

بر لبِ سرخِ غزل، یک آرزو
پرتو از یادِ غزل هم رفتنیست


من که رفتم رفتنم را چاره نیست


#بنفشه_انصاری_پرتو

✰@parto_sher



تاريخ : یکشنبه سوم تیر ۱۴۰۳ | 22:10 | نویسنده : بنفشه انصاری |