༺࿇🤍࿇༻


ای "رفیقِ" هم‌ پیمانم مبتلای توام
"تا مغزِ استخوانم مبتلای توام"

شب از نیمه‌ گذشت وُ من "بیدارم"
تو هم‌/درد وُ درمانم مبتلای توام

"گیسویِ" سپیده را "نوازشِ" ابرم
"واژه‌ واژه" بارانم مبتلای توام

در "نمازِ" صبحم، ذکرِ تو "وردِ" زبان
نامت وردِ زبانم! مبتلای توام

از پنجره بغض وُ سکوتِ غم جاری شد
ای "بهار" و خزانم، مبتلای توام

"پروانه‌" صفت در آتشِ شب خاموش
چون شمعی نیمه‌ جانم، مبتلای توام

با "اشکِ" روان، چشمانم بِه‌ دَرَ ست و
ای "یارِ" مهربانم مبتلای توام

"مبتلای" توام! من "مبتلای" توام!
روحت مانده در جانم، مبتلای توام

"پرتو" امشب دوباره غزل خوانده و گفت
با این "دلِ" ویرانم مبتلای توام


#بنفشه_انصاری_پرتو
#تضمین_راقم_تبريزی

✰@parto_sher



تاريخ : دوشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۳ | 15:44 | نویسنده : بنفشه انصاری |