༺࿇🤍࿇༻

اگر امشب، شب مهتاب نباشد چه کنم
غزلم زمزمه‌ی خواب نباشد چه کنم

اگر از دوریِ پاییز و غروبِ دریا،
حذری از دلِ بی‌تاب نباشد چه کنم

اگر امشب گذری به خوابِ یارم بزنم
کوچه‌ها، منظره‌‌ها، ناب نباشد چه کنم

مرغِ شب‌ در نفسِ صبح و طلوعِ فردا
اگر از چهچهه سیراب نباشد چه کنم

خنده‌ی تب‌زده‌ی من به رُخِ آینه‌ها
دم‌به‌دم، تازه و جذاب نباشد چه کنم

بزند هق‌هقِ باران به تنِ پنجره‌ها،
حوض خانه به تنش آب نباشد چه کنم

اگر از زلزله‌ها خانه‌ی دل لرزد و باز
عکسِ پرتو به دلِ قاب نباشد چه کنم

#بنفشه_انصاری_پرتو

@parto_sher



تاريخ : پنجشنبه هشتم آذر ۱۴۰۳ | 21:28 | نویسنده : بنفشه انصاری |