༺࿇🤍࿇༻
گفتم: که تو با مرگ ز جانم بروی
تا "کور" شوم، ز "دیدگانم" بروی
در وادی "معرفت" کم آوردی باز
کابوس به خاطرم غم آوردی باز
"الحق که غمت از تو وفادارتر ست"
در "سایهی" دلتنگی تو "یارتر" ست
بیهوده درین "آینهها" کـور شدم
از شعر و ترانه و غزل دور شدم
جوهر به قلـم نمانده و شب آمد
پژمرده و زرد و بیرمق، تب آمد
هر گُلِ، که شکفته، بر لبم فریادست
شرح ناخوشیها و غمی در یادست
چشم من همیشه نگرانت میشد
"شاهد" وفـا با "دگرانت" میشد
هر دفعه تو را از تَـِه دل میبخشید
از سردی و "بدعهدی" تو میرنجید
بارانِ شبِ عشق به پایان آمد
"لیلایِ" دلـم، سوی بیابان آمد
دلبستهی هر "خاطره" تا دیدارم
بعد از تو همیشه تا "ابد" بیمارم
#بنفشه_انصارے_پرتو
رد پای حوا
🕊️🕊️🕊️
تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۳ | 19:47 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
