༺࿇🤍࿇༻
از پنجرهی صبح، دور شدنم را تماشا کن
لحظهی پروازِ مرا، با سکوت، مهیا کن
راحت از خانهات بیرون بیا! دیوانه رفته
هرچه دلت خواست گفتی، حالا بیا و حاشا کن
مشکلی نیست عادت کردهام به دل نمیگیرم
رازِ دلِ شکسته را، پیشِ همه افشا کن
برخیز! این دشنه و خنجر، زخمِ زبان چرا؟؟؟
سَر بِبُر، کبوتر را، از نگاهم تَبَرا کن!
من که هزار بار، با دروغهایت مُردَم و حالا
با خیالِ خوش، نهالِ عشقت، را شکوفا کن
پرواز کردم و پریدم و گُسستم و رَستَم
راحت باش، بساطِ شور و عیشت را محیا کن
این غزل، مال تو، بدون عذابِ وجدان برو!
"پرتو" پرواز کن -از خدا- آرامش تمنا کن!
#بنفشه_انصاری_پرتو
#بداهه
@parto_sher
تاريخ : یکشنبه چهارم آذر ۱۴۰۳ | 23:17 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
