༺࿇🤍࿇༻
به کوچههای خیسِ پُر حسرتِ "پاییز"!
به رنگین کمان رنگ پریدهی صورت مهتاب!
به قطرهقطرهی "باران" که شبیهِ "اشک" از روی گونههای سرخ "انار" شهریور جاری میشود
و در جادهی "شعر" و دلتنگی که به کوچههای سنگفرش شدهاز برگهای "زرد خزانزده" منتهی میشود!
سوگند میخورم ...
که "مِهرِ" مُهر بر لبزدهیِ "پاییز"
را به غوغای ترانهی "باران" دعوت کنم!
در برگریزان "نگاهِ" خیس و خاموشت شعر، زمزمه کنم،
تا بلکه بشنوی و خاطرهها تو را هم دلتنگ کنند
تا "اشکهای" سرخِ من، مثلِ خون
در تلاطم تپشهایِ قلبت، جاری شوند
و تو، مرا به میهمانی شبانهی "مِهر" و "ماه" دعوت کنی!
تا من تنها میهمانِ آغوشِ خزانخوردهات باشم
که در "چهارخانهیِ" امن پیراهنت "جاخوش" کنم
و "غزل" به گوش بارانِ "غروب" بخوانم
با "قاصدکی" رها در جستجوی "باد"
مرا به جغرافیای خیالت دعوت کن
منتظرم ...
"قرارمان" پشتِ پرچینِ زنبقهایِ
زرد و سپید "خاطرههای" دور ...
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@parto_sher
.: Weblog Themes By Pichak :.
