༺࿇🤍࿇༻
دیگر مطمئنم که "ردِ_پای_حوا" را
در دلِ #برفهای عهدِ عتیق،
در یک گذرگاهِ امن،
به یادگار گذاشتهام ...
حالا میتوانی #خاطرههایم
را به آسانی پیدا کنی!
دیگر برای یافتنم،
نیازی به این #تنِ رنجور نیست ...
#روحی خسته، در تار و پودِ پیراهنم،
آخرین، نفسهای خود را در سکوت شب،
با تقلای بسیار،
فریاد میکشد و در عین ناباوری،
ذره ذره #شمعِ وجودم را آب میکند ...
حالا دیگر، من! یک #شعر و یا شاید،
یک بغضِ عاریهای در
در گریبانِ #آینههای شکستهام ...
چقدر گرد و غبار،
بر هالهی بیفروغِ #صورتم نشسته!
با طلوع خورشید #فردا میبارم ...
آنقدر #اشک میریزم،
تا آسمان بغض کند ...
ابرها بهانهی #پاییز را بگیرند ...
#برگها به جستجویِ نسیمِ خنکِ صبح،
بروند و #باران بگیرد ...
باران بگیرد و با #اشکهای من بیامیزد!!!
کسی چه میداند، شاید #معجزه بشود
و امشب #بخواب من بیایی ...
من به "معجزهی" عشق،
زیر "باران" ایمان دارم!
#بنفشه_انصاری_پرتو
#آخرین_رد_پای_حوا
✰@parto_sher
.: Weblog Themes By Pichak :.
