️•ईह•◍⃟🔥•ईह•
میخوام اَلان بِهِت بِگم،
خُدای "قلبِ" من بودی،
هوا بودی! نَفَس بودی،
عزیز بودی! خَفَن بودی ...
"افرودیتِ" توو قصهها،
"زِئوس"ْ خُدایِ پَهلوون،
یه روز غضبناک وُ "شَرور"
یه روز مسیحِ "مهربون" ...
یه روز مَنو "فرشتهای"
با "تاجِ گندم" میدیدی
از آسمون: "ستاره" وُ
از روو زمین: "گُل" میچیدی...
دغدغهیِ دیدنِ تو،
نیازِ هر روز وُ شبم
رؤیایِ "بوسیدنِ" تو
"آتیش" میزد، رویِ لبم ...
"قَسَم" به "چشمایِ" تو بود،
حرف دل وُ حرفِ زبون!
به: ماه وُ خورشید وُ سَحَر
به: "رنگِ" فرشِ "آسمون" ...
تو رو توو "شبهام" با خودم،
تا اوجِ "اَبرا" میبَرَم
وقتی هَوام "بارونیه"
روو "موجِ" دریا میبَرَم ...
نمیدونم برای من
خواب وُ خیال بودی؛ یا غم؟
ولی میدونم این روزا
تموم میشه به لُطفِ هم ...
#بنفشه_انصارے_پرتو
╭┅───────┅╮
✰ @partopoem
╰┅───────┅╯
تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۸ | 20:16 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
