╲\╭┓ 
╭ 🤍 
┗╯\╲

می‌سُرایم: از دو چشمانت "غـزل"
بوسه وُ طعمِ سکوتی چون عسل

می‌نویسم: در هوایت مثنوی
می‌سُرایم: خلسـه‌هایِ معنوی

از نفیـرِ واژه‌هایِ یک "کتاب"
می‌‌نویسم از بیابان وُ سراب

گرچه، از "چشمان" تو "آزرده‌ام"
از خودم! زخمِ زبان‌ها خورده‌ام

دلخوشم با خنده‌هایِ یـاسِ زرد
"همنشینی" با غروبِ "دوره‌گرد"

مژدگانیِ سَحَر، رقصِ صـبا،
باد وُ باران وُ نسیمِ "بی‌ریا"

رانـده از "چشـمانِ" دریـاییِ تو!
مانده‌ام، در خاطره/خواهیِ تو!

تا "بهـارِ" آرزو "جان" می‌دهم
بر غمم، یکباره پایان می‌دهم

می‌گُریزم، از هجومِ خستگی
از عذابِ عشـقِ تو! دلبستگی

می‌سُرایم شعری از یک اتفاق!
از تَپِش‌هایِ سکوتی در "اتاق"

#بنفشه_انصارےپرتو
‌‌
✰@partopoem



تاريخ : جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۸ | 16:16 | نویسنده : بنفشه انصاری |