╲\╭┓ 
╭ 🤍 
┗╯\╲

 

یِه "ستاره" توویِ دستِ "آسمون"
داره "چشمک" می‌زنه بی‌هم‌زبون

داره از روزای "تنـــهایی" می‌گه
داره از شب‌هایِ رسوایی می‌گه  

چشمِ آسمون کوره خدا!

"چشمایِ" زمینیا "شـوره" خدا!

من وُ ماهِ آسمون، عاشقِ هم،
پیشِِ چشمایِ زمین لایق هم،

ولی از بـدِ زمونه "مـاهِ" من
دور شد از زاویه‌یِ نگاهِ من

رفت‌وُدل به‌حرفایِ‌خورشید سِپُرد
تپشِ "قـلبِ" منِو یـک "شَـبِه" بُـرد

دیگه: چشمایِ غزل‌ها کور شدن
خالی از پرتوِ عشق وُِ نور شدن

دیگه: هیچکس عاشقِ بی‌ریا نیس
توویِ "دل‌های" آدم‌ها "صفا" نیس

دیگه: بُغضِ "بچه‌ها" اشـک نداره
"آشِ" پشتِ پا دیگه: کشک نداره

رنگِ "گُـل‌ها" پریده به لطفِ غم
پشتِ شادی خمیده به لطف غم

یکی از همین شبا خاموش میشم
واسه‌یِ لبـاسِ مرگْ آغوش میشم

#بنفشه_انصارےپرتو
#بداهه

 


✰@partopoem



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۹ | 21:51 | نویسنده : بنفشه انصاری |