༺࿇🤍࿇༻
بیتو! تمامِ حواسم "کوچ" میکند
به سویِ غربتِ چند "پرندهٔ" تنها
که بیبهانه...
در "قفسِ" سرنوشتی نامعلوم
نَفَس میکِشَند!
نه! تو برای همیشه رفتهای...
فقط کَمی "آب وُ دانه" گُذاشتهای
با یک "آینهٔ" زنگار، گرفتهٔ ملالانگیز
تا مطمئن شَوی،
-هنوز- زنده ماندهاَم،
ولی! زندگی نمیکنم
تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۹ | 3:41 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
