༺࿇🤍࿇༻


"دارُالشـّفا" بنیان کُنَم در نبضِ "بیمارِ" غزل
"قافیه"‌ را حیـران کنم از شـوقِ تکرارِ غزل

داغِ دلِ غمدیده‌ در باغِ شقایق، غرقِ خون
بلکه غزل‌خوانی کُند در چشمِ خونبار غزل

از واژه بَر بـالِ سُـخن، در دفترِ شـعری کُهَن
تا/بنده‌ی صُبحی شَوَم، در پلکِ بیـدارِ غزل

"تیـری" زَده، بر دیـده‌ام، بَـر بـاورِ دیرینه‌ام
چـون "آرشِ" اندیشه بـر سـبزِ سپیدارِ غزل

سامانه‌یِ "ابریِ" دل، "باریده" از چشـمِ قَلَم
تا سـیلِ ویرانگر شود بر وَهـم وُ پندار غزل

در هر سرابِ آرزو، در خواهش و هر گفتگو
می‌گِریَم وُ "می‌نـالم" از تلخیِ "گفتارِ" غزل

عطـر و شمیمِ یاسَمین، بر بسـترِ تَنگِ زمین
در هُرمِ "تیـرِ" تب‌زده، سـوزانده زنگارِ غزل

"پـرتو" نگو از رازِ دلْ در بزمِ "یـارِ" بی‌وفا!
تا گُل کُنَد عشق وُ وفا در باغِ سرشارِ غزل


#بنفشه_انصاری_پرتو

✰@partopoem



تاريخ : پنجشنبه پنجم تیر ۱۳۹۹ | 4:55 | نویسنده : بنفشه انصاری |