༺࿇🤍࿇༻
میرَوَم از تو وُ "احساسِ" خـودم دور شوم
رنـگ خورشید شَوَم "پرتویی" از نـور شوم
میرَوَم چلچلهها را به نمازِ نَفس صبح بَرَم
یا که باران، یا که باده، خودِ "انـگور" شَوَم
میروم "قصه" شَوَم، رهگذرِ "پَردهی" شب،
در "حریـمِ" آسمان "دَف" بِزَنم "شـور" شَوَم
میروم "خنـده" شوم بر "لبِِ" صبحِ "فردا"
تا که چون نورِ سحر از دلِ شبْ دور شوم
میروم "سجده" کنم پیش "خـدای" بـاران
مثل شیطانْ پیشِ آدمْ مستوُمغرور شوم
میروم ”بغض" کنم در "قدحِ" دختـرِ "رَز"
گرچه دور از غـمِ تو خسته وُ مهجور شوم
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@partopoem
تاريخ : پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۹ | 0:41 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
