༺࿇🤍࿇༻


می‌سُرایم "شعری" در "رثــایِ" بـاران
در غروبِ خورشید لحظه‌هایِ عریان

می‌نویسم "حرفی" از "دلِ" غمدیده
از "هـوای" غربت از "هبـوط" انسان

در سَرَم "آهسته" صد "نـوا" پیچیده
زیرِ گوشم‌خوانده از سکوتِ وجدان

"شوکتِ" تابستان "عطرِ" گل‌ها رفته
"مـرگِ" لاله، نرگس، با "نـگاهِ" گریان

"آسمان" می‌گِریَد بر "تنِ" گندم‌/زار
خوشه‌ها می‌ریزند، بر "قبورِ" یاران

"قاصدک‌ها" مُردَند، بی‌خبر، بی‌نامه
حکمِ "مرگ" یارانْ اعتراضِ "آبااان"

#بنفشه_انصارے_پرتـو
#نه_به_اعدام


✰@partopoem



تاريخ : پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۹ | 16:16 | نویسنده : بنفشه انصاری |