༺࿇🤍࿇༻

کدام "زمستان" بر جوانه‌هایِ 
"امیدِ"آفتابِ بهار چنگ انداخته؟
و کدام "رخوتِ" غریب، 
خونِ سرخِ رگ‌هایم را خشکانده است؟
من "فرزندِ" عصیانِ همین سرزمینم!
"ریشه" در خاک دارم!
هر وقت مرا ندیدی،
 سراغم را از "باران" بگیر!
باران! خودش می‌داند، 
کجا باید بر "خاکسترِ" سوخته‌ام بِبارد، 
تا؛ دوباره از جنونِ دلِ خاک، سبز شَوَم،
تا؛ در "فصلِ پنجمِ" این طبیعتِ بی‌رَحم،
در زهدانِ خشکِ این سرزمینِ "کهن" آشیانه کنم...
آری! من تا "بهار" منتظر نمی‌مانم،
از دلِ "برف" سبز می‌شَوَم در خیال باد!
از دلِ "باران" جوانه می‌زَنَم بر گیسویِ سحر!

#بنفشه_انصاری_پرتــو

  
✰@partopoem



تاريخ : جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۹ | 0:2 | نویسنده : بنفشه انصاری |