༺࿇🤍࿇༻

یه وقتایی آدم، دیگه
دلتنگِ بارون نمی‌شه

دلتنگِ راه رفتن، با عشق
تویِ خیابون نمی‌شه

دلش می‌خواد تنها باشه
تویِ سرابِ خاطره

دور از همه، مردمِ شهر
توو خلوت و بی‌دِلهُـره

خسته‌ی این زندگی وُ
دل‌هایِ سخت وُ سنگیه

زخمِ رفیق، روو سینه‌شه
شکسته‌یِ دو رنگیه

خواب وُ خوراکش غمه وُ
هواش، هوای بارونه

خاطره‌های بی‌رمق،
زنجیریِ یه زندونه

خدا نگاه کن به زمین!
منم می‌خوام تنها بشم!

مثلِ تـو و بارون و باد،
از غم وُ درد، رها بشم!

#بنفشه_انصارے_پرتو

 
@partopoem



تاريخ : پنجشنبه دهم تیر ۱۴۰۰ | 1:44 | نویسنده : بنفشه انصاری |