️༺࿇🤍࿇༻
 

بگو: با من نَبَستی "عهد" وُ پیمان
بِکِش بر "سرنوشتم" خطِ بُطلان

ببین با شوربَختی رفتم از دست
به دنیـا هم بگو دل کَندَم از جان

"زمیــن" وُ "آسـمان" از روز "اوّل"
بـه "پیشانی" نوشته خطِّ "پایان"

چه "تقدیرِ" سیاه وُ "مبهَمی" بود
منم "نفرین‌" شده "نـوزادِ" عُریان

"زبــانَم" از تَــکلّمْ "قاصِـــر" آمَـد
"نـگاهم" از جـدایی‌ها "پریشـان"

"اسیرِ" زنـدگی با حسـرت وُ درد
"اسیرم" در دلِ "دنیـا" به زندان

به‌گوشِ خود از این دنیا شنیدم
که می‌خندد به ریشِ ما اسیران

شکنجه خاطره اشک‌وُ‌جنون هم
به‌جایِ دل‌خوشی‌ها داده جولان

درین محنت‌سرایِ پوچ و دلگیر
شبِ "پـرتو" شُده شامِ "غریبان"

#بنفشه_انصارے_پرتو

‌‌
✰@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۰ | 19:19 | نویسنده : بنفشه انصاری |