༺࿇🤍࿇༻
سَربهروی شانهات مست و غزلخوان آمدم
با "ترانه" با دو بیتیهای "باران" آمدم
حاضرم بیچتر، همراهت شوم در باغِ شعر
با سَری شوریده، گیسویِ پریشان آمدم
مینویسم بر سطورِ برگِ پاییزی، نَرو!
از مسیرِ "قصرِ" آیینه به "ایوان" آمدم
درد و غمها را سپردم دستِ باد وُ قاصدک
با دف وُ سازِ صبا، شاد وُ خرامان آمدم
با قدمهایِ نشسته، بر لبِ دالانِ "مهر"
با سرودِ "آذر" وُ غوغای "آبان" آمدم
هر "غزل" صورتگرِ "رؤیای" نابی میشود
چون تو فانوسِ منی شبها چراغان آمدم
تیشهای، بر ریشهیِ زخمِ سکوتت میزنم
هِی نگو! مشکل شده راهی که آسان آمدم
با طنینِ "پرتو" از ناز وُ نوای ابرِ صبح،
با نوایِ باز، باران، از دل وُ "جان" آمدم
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@parto_sher
تاريخ : سه شنبه دوم آذر ۱۴۰۰ | 19:28 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
