༺࿇🤍࿇༻

چتـری از بارانِ غم، در دلم وا/مانده است
در حضورِ پنجره "مهتاب" تنـها مانده‌است

بُغضی از جنسِ حباب یا که از جنسِ غبار،
در تکاپویِ سکوت، بی‌صدا جا مانده است

نیمه‌شب یک خاطره، یا که شعری معترض
نیـمه‌جان از دوری‌اَت، بی‌مهابا مانده است

غرقِ بـارانِ سَحَر یا که "مـوجِ" بیم وُ اشک
این دلِ سـودا زَده، قعرِ "دریـا" مانده است

ناخدایِ "شطِِ" عشـق، در "هـوایِ" بوسه‌اَت
بی‌خبــر از قـهرِ تــو! در "تمنّـا" مانده است

"بـارشِ" ابــرِ "طلوع" عطرِ گلبرگِ "غروب"
در بزنگاهِ  "نگاهِ"  چشمِ "یلدا" مانده است

ای طلوعِ "صبحِ" شعر ای "فروغِ" هر غزل!
"پرتو" در ویرانه‌ی"صبحِ" فردا مانده ‌است


#بنفشه_انصارے_پرتــو 

✰@parto_sher



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۰ | 22:34 | نویسنده : بنفشه انصاری |