༺࿇🤍࿇༻

"صـدای" گریـه‌ٔ "بــاران" شبیهِ سرنوشت من
"خُروش"  ابرِ  "پاییزان" شبیه سرنوشت من

"سکوتِ" کهکشان در شب، نگاهِ پنجره با تب
"نـوایِ" هِـق‌هِـقِ "پنهان" شبیه سرنوشت من

"غبارِ" هر زمسـتان وُ شبِ پُر "دودِ" تهران وُ
شبِ "یـلدای" بی‌پـایـان، شبیه سرنوشت من

نوازش‌‌های تنهایی، شـبِ مسـتی وُ گیـرایی
دَمی، درگیرِ "این وُ آن" شبیه سرنوشت من

نَفَس با تو معطّر شد دلی با تو "کبوتر" شد
تَنی محبوسِ این زندان شبیه سرنوشت من

دلی‌پَرمی‌کشد سویت بِه‌خلوت بر سرِکویَت
گَهی نـالان گَهی خنـدان شبیه سرنوشت من

"بنازم‌چشمِ‌‌مستت‌را کزین‌خوشتر نمی‌گیرد"
شکاری بی‌سر وُ سامان شبیه سرنوشت من

هوایِ‌کوچه بُن‌بَست‌‌وُ‌عصای بی‌کسی دست‌‌وُ
غـمِ "پرتو" شَـوَد عریان، شبیه سرنوشت من


#بنفشه_انصارے_پرتو 
#تضمین_حافظ_بزرگ


‌‌
 ✰@parto_sher



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۰ | 17:57 | نویسنده : بنفشه انصاری |