༺࿇🤍࿇༻
ویرانهٔ این "خانه" بهاری میخواست
در بسترِ غم، همدم و یاری میخواست
سرتاسرِ شب زمزمهٔ "مرگِ بهار"
رامشگرِ این پرده سهتاری میخواست
در معجزهٔ بوسه به دستانِ خدا
بیحوصله درمان و قراری میخواست
قاضی زده حُکمی به عبث! بیپایه ...
این سلسله را چوبهٔ داری میخواست
مرگ از دلِ شب تا دمِ صبحْ آهسته
از مَحکمِهٔ ظلم، فراری میخواست
بازیچهٔ این فرقهٔ "اصلاح و اصول"
ازجوششِهرشعلهشراریمیخواست
پرتو! ستم و مرگ، شده سهمِ وطن
اینطایفهدر کیسهدلاری میخواست
#بنفشه_انصاری_پرتو
#حافظ_بزرگ
☆@parto_sher
تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۱ | 21:47 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
