༺࿇🤍࿇༻

از دَر آمد باز هم "اردیبهشت"
بـارشِ اُردیـ/جهنّم در بهشت!

شد خزانی‌تر بهـارم در سکوت
بی‌دعاتر از همیشه در "قنوت" 

یک نگاهِ سرسری کردی به‌ دل
تا نَگَردی از دلِ تَنـگم "خجـل"

تلخیِ هر قهـوه شد فالی جدا
"التمـاسِ" بی‌اثـر، نــزدِ "خـدا"

رفتم، امّـا رفتنم "آسـان" نبود 
دردِ دوری چاره‌‌یِ درمـان نبود 

تار وُ پودِ نخ‌نمایِ یـک "نـگاه"
هر "خداحافظْ" بهایِ یک گناه

"دِل‌" نَدارد شکوه‌ای از یادِ تو!
یا: نمانده زخمی از بیــدادِ تو!

پَرسه‌هایم زیرِ باران ماندوُمُرد
غُصُه‌هایم را خـزانِ‌ خسته بُرد

من‌ همان لیلایِ از خودرَفته‌ام
حرفِ "دلْ" را از زبانم گفته‌ام 


#بنفشه_انصارے_پرتو
#مثنوی_رد_پای_حوای 

✰@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 19:5 | نویسنده : بنفشه انصاری |