༺࿇🤍࿇༻
چه موزون مینوازی شببهشب ساز غزل را
"صدفبارانِ" بغضِ "غم" در "آوازِ" غزل را
نگاهی بر نگاه پنجره، فانوسِ مهتاب
ستاره در ستاره، چشمهی راز غزل را
سکوتت جاری وُ مستی به لبهایِ شرابت
که میجوید "سحر" چشمانِ طناز غزل را
زده "رنگینکمانی" بر طلوعِ صبح و باران
چه شاعر میکنی ساقیِ "شیرازِ" غزل را
"هوایِ" بیهوایِ "شادی" وُ آوایِ قمری
چه آسان مینوازی، سازِ شهناز غزل را
سکوتِ پُر تمنای شب و پروانه و شمع
همآواییِ باران، اشک و اعجازِ غزل را
نمای ساعت و دیوار و قابِ عکس کهنه،
به لکنت میکشی، احساسِ ابرازِ غزل را
سحرگه، با غروب وُ تابشِ خورشیدِ شادی
"تماشایی" کنی، تکرارِ "پروازِ" غزل را
سرودی از "لبِ" پرتو، بخوانی، بر لبِ گُل
به "آتش" میکشی، لبهای "غمازِ" غزل را
#بنفشه_انصارے_پرتو
✰@parto_sher
تاريخ : شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 3:5 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
