༺࿇🤍࿇༻


تا بچینم از لبت 
گل‌های سرخ آرزو
راحت و بی‌جستجو


تا بریزد از نگاهت 
سورمه‌ریز ماهتاب
تا بگیرد بسترم مستیِ خواب 


تا بپیچد در هوا 
عطرِ خوشِ باران و باد
در غروب و بامداد


می زنم پارو به پاروی خیال
می‌زنم دل را به دریای شمال
می‌چکد از "دیده" بارانِ زلال


روبه‌رو در آینه
جلوه در آغوش یار
تا شر‌‌وعی بی‌/قرار 

 
عطرِ سیب و عطر تو!!!
سرکشی و دلبری
خواهش و افسونگری


سرخ لب‌های بهار،
بوسه و لبخند و ساز
می‌سراید با نیاز


یک غزل یا مثنوی
یک ترانه با سرور
با تو ای کوه غرور

✰@parto_sher



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 1:9 | نویسنده : بنفشه انصاری |