🕯🖤🕯
ای نفسِ سردِ مرگ، جانِ من و جانِ تو
نقشِ "بهارم" شده، دفنِ "زمستان" تو
خانه دگر بعد تو ... هُرمِ جهنم شده
پچپچِ پروانهها ... زمزمهی غم شده
پنجرهها: بغضِ ماه، حسِ عذاب وُ گناه
سهمِ من از زندگی، سایهی مرگِ سیاه
از نفس افتادهام، تَن به غمت دادهام
رفتی و تنها شدم ... "قمریِ" آزادهام!
کوچِ تو از شعرِ من کوچِ "مسیح" از بهشت،
نامهی تلخی که "حق" بر دلِ تنگم نوشت
منزلِ چشمانِ تو، باغِ "بنفشه" نبود
پرتوِ خاموشِ مرگ، بوسهی "یاسِ" کَبود
بسترِ خالیِ تو، "بُغضِ" گلوگیر و بس
بسته، کنون "گریهام" راهِ گریزِ "نفس"
بوسه بر عکست زَنَم، در جِگَرَم سوز و آه
خیره شَوَم بر تو! ای "پادشهِ" عزّ و جاه!
رفتی وُ دلتنگِ هر خنده و اخمِ تواَم
تا به ابد، خسته و زخمیِ زخمِ تواَم
میگذرم بیتو از کوچهی مهتابِ غم
کوچه شده جاریِ چشمهی سیلابِ غم
#بنفشه_انصاری_پرتو
تقدیم به روح پاک پدر عزیزم
#سالروز_ فوت_پدر
.: Weblog Themes By Pichak :.
