༺࿇🤍࿇༻

"بی‌خیـالت" می‌شَوَم، تا با خیـالت سر کنم
در شبِ مهتابِ غم، چشمانِ خود را تَر کنم

در "هوای"  نم‌نمِ "مرداد و تیرِ"  هر غروب،
می‌زنـم حلقه به اشکی تا که سیمی زر کنم

چون کمانی در جنونِ پرسه‌های بغض شب
تیرِ "نفرین" بر جبین "بختِ" بد اختـر کنم

رفتـه‌ام تا بــاغِ "زنبــق‌های" زردِ "خــاطره"
تا که هر "زنبـق" پیاله، باده‌ی "ساغر"  کنم

می‌نشینم! بـر سَـرِ راهِ "سـتاره" تـا "سَـحَر"
سبزه‌درسبزه، ببافم "سبزه" را "بسـتر" کنم

یک سَبَد، نـرگس، بنفشه، سوسن و آلاله را
در "هـوای" بسـترِ خوشـبویِ "بی‌دلبـر" کنم

بغـضِ "پـرتو" آب وُ "آتــشْ" ابـــر وُ "بــاد"
امشبم، دفتـر به دفتـر، شعرِ تَر، پَـرپَـر کنم


#بنفشه_انصارے_پرتــو

✰@parto_sher



تاريخ : یکشنبه پنجم تیر ۱۴۰۱ | 1:7 | نویسنده : بنفشه انصاری |