༺࿇🤍࿇༻
یه وسوسه شدی که درون قلبم افتاد
یه زخم کهنهای که به جون قلبم افتاد
نبودی تکیهگاهم نخواستی که بمونی
یبار نشد بیانصاف، قدرِ منو بدونی
ترّحم و تحمّل، اسم روزای هفته
اسمِ محبتی که از دلِ سنگت رفته
یهو دیدم تنهایی بیچتر و بیسر پناه
نشستم زیر بارون با غم و دردی جانکاه
توو دلم آتیش افتاد توو سرمای زمستون
سوختم و ساختم با درد روو فرشِ زرد خزون
نسیم خندههامو، طوفانِ یلدا دزدید
پنجم "آذرت" شد "تولدِ" سررسید*
بازی دیگ تمومه، دلم مرده و رفته
روزهای خوب و بدم جمعه شده توو هفته
برام دیگه زندگی، شده فضای اجبار
روز و شب و شب و روز، بود و نبود و تکرار
از دست این آدما، خدا نجاتم بده
یه آگهیِ ختم و حُکمِ وفاتم بده
میخوام برم که شاید رها بشم ازین غم
یه "حوایِ" فراری از دستِ هرچی "آدم"
#بنفشه_انصارے_پرتو
#بداهه
*سررسید: تقویم
✰@parto_sher
تاريخ : دوشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۱ | 23:16 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
