️ ️༺࿇🤍࿇༻


"جـمعه" قَرارم، با "بی‌قراری"
چشمانِ ساعتْ چشم‌انتظاری!

صبـح وُ "پرنده" بـاغِ قنـاری!
گلدانِ یـاس وُ یک "یادگاری"

عکسِ تو در "قاب" با گونه‌ٔ زرد،
هاشـورِ بـاران، بـا "سیٖلیِ" سرد،

بر: پنجره زد! با پنجه‌یِ مـرگ
بر: سبزیِ باغ، بر: پونه وُ برگ

می‌بارَد از "ابر" چشمانِ "باران"
می‌نالَــد از غــم، از یـادِ یــاران

می‌سوزد ازخشمْ‌چشمانِ‌خورشید
می‌سازد از "عشقْ" رؤیایِ جاوید

سنگینیِ "عشق" بر پلکِ مهتاب
تا صبحِ امّیـد بیدار وُ بی‌خواب

ویرانم از درد از بغض وُ فریاد
نفرینِ "بـرگم" بر صورتِ "بـاد"

"جمعه" نوشته پیشانیِ غـم
"سیبِ" گُناهی، میراثِ "آدم"

کوچه زمستانْ "خانه" سیاهی،
پوشیده رَختِ "مرگ" وُ تباهی

بانوی "اسفند" با عطر باران
ماهِ شکوفه، خورشید تابان


#بنفشه_انصارے_پرتو
‌‌

✰@parto_sher



تاريخ : جمعه نوزدهم اسفند ۱۴۰۱ | 21:42 | نویسنده : بنفشه انصاری |