༺࿇🤍࿇༻
شبت مِهر وُ شبت ماه وُ شبت نور
طنینِ خانهاَت، آوایِ ماهور
بخواب؛ آسودهتر از پلکِ مهتاب
بِکِش دستِ نوازش، بر تنِ خواب
برایِ یک شبْ آسایش، بکامت
شرابِ سرخِ آرامش، به جامت
سرابِ خستگی، را از دُو دیده:
بِزَن بر چشمِ بیخوابِ سپیده
به تَن کُن، جامهیِ سیمینِ مِهرت
بخوان: صدها غزل از باغِ شعرت
بِبار امشب! که این بارانِ احساس:
چکیده بَر دو چشمِ مریم وُ یاس
چراغِ هر ستاره، شد طلوعی
غروبش، در دلِ فردا شروعی
به امیّدِ خدا در سینه، ای دوست:
نِمانَد، تلخیِ دوشینه، ای دوست
بِه چشمت پرتوِ عشق وُ طراوت:
چو: حِرزِ جاوِدانیًِ سعادت
شبت عشق وُ شبت آرام وُ زیبا
نگاهت، روشنِ خورشیدِ فردا
#بنفشه_انصارے_پرتــو
✰@parto_sher
تاريخ : شنبه بیستم اسفند ۱۴۰۱ | 22:15 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
