༺࿇🤍࿇༻

"دلـم" بهونه‌یِ عشـق، دلـم "بهونه‌یِ" تو!
توو دستِ بادِ پاییز، میام بِه خونه‌یِ تو!

گَرم می‌شم وُ دوباره، زُل می‌زَنَم توو چشمات
می‌خندم از تهِ دل، دست می‌ذارم توو دستات

گَمون نَکُن "پیـــر" شُدم، توو "سرمایِ" زمستون
واسَت جَوون می‌مونَم، یِه عُمْر، بهار، بی‌خزون!

قبـول دارم "زنـدگی" شده "عذاب" وُ تردید
ولی توو "آغوشِ" تو! سبزم وُ سرخ وُ سفید

بذار بِرِه "زمستون" تازه می‌شَم دوباره!
که باز بِهِم بگی: یـار، گُلِ همیشهِ بَهـاره!

مَنَم بِگَم: جات اینـ♡جاس تا آخرین نَفَس‌هام
تو، هم بِگی: بیدار شو! "آفتاب" زده "لبِ" بام!

منم بِگَم: "خـواب" بودم، هرگز "نرفته" بودی؟!
تو، هم بگی: معلومه شاید خواب دیده بودی؟!

دیگه... نمی‌خوابم تا، خواب‌های "بَـد" نبینم!
به‌ جایِ "گُلْ" از توو باغْ، برگِ خزون نچینم!

اَزَت می‌خوام: همیشه "کنارِ" هم بمونیم!
توو این دو روزه دنیا، قدرِ هم وُ بدونیم!


#بنفشه_انصارے_پرتــو
#بداهه



✰@parto_sher



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۱ | 16:26 | نویسنده : بنفشه انصاری |