༺࿇🤍࿇༻

در مشـرق "کوهِ نـور" من منتظرت هستم
تـا بـاغِ گُـل وُ انـگور، من منتظرت هستم

در بـارقه‌یِ خورشــید، در زِمـزِمه‌یِ امّیـد،
عاصی شَوَم و مغرور من منتظرت هستم

هم مستم وُ هم هشیار هم دِلشُده‌یِ دیدار
بـا تُنـگِ شـرابِ شـور من منتظرت هستم

از هــر "نَفَست" شـــادَم، دِلــداده وُ آزادم
نزدیک شَوَم، یـا دور، من منتظرت هستم

چـون هلهله‌ی "اســفند" بـا قَهقَهه و لبخنـد
هنگامه‌یِ جشن وُ سور من منتظرت هستم

بی‌تــابم و غــرقِ نـــاز، بــا چهچهه و آواز
با سـاز وُ دَف وُ تَنبور من منتظرت هستم

ای سمفونیِ باران! ای قهر و غمت طوفان
مجنون شُدم وُ مَقهور من منتظرت هستم

در گوشه‌یِ ایـن خانه "پـرتو" شُده ویرانه
چشـمِ بَـدِ "دنیـا" کور من منتظرت هستم

#بنفشه_انصاری_پرتو

☆@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۱ | 17:17 | نویسنده : بنفشه انصاری |