༺࿇🤍࿇༻

حبسِ تُنگَم، مثل ماهی،
با غمِ بی‌سرپناهی

در حبابِ آرزوها
رو سیاهی، رو سیاهی

بر تنم، زخمِ غریبی،
با وجودِ بی‌گناهی

خسته از موجِ سکوتم،
غرقِ باده، بی‌صُراحی

ملتهب در بسترِ غم
با دریغ و اشک و آهی

می‌زنم بر باورِ دل،
آتشِ بی‌تکیه‌گاهی

با طلوعِ تیره‌روزی
در غروبِ کوره‌راهی

ای! نصیبِ خانه‌ی "غیر"
ای! "همایِ" قصرِ شاهی،

پرتو! با "کوهِ" غرورش،
در نگاهت، مُشتِ "کاهی"

#بنفشه_انصاری_پرتو

☆@parto_sher



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۱ | 18:59 | نویسنده : بنفشه انصاری |