༺࿇🤍࿇༻
رفتی وُ "کوچهٔ مهتابِ" دلم، صحرا شد
"شوقِ دیدارِ" تو در چشمِ تَرَم، دریا شد
دیگر از کوچهٔ معشوق "گُذَر" هم، نکنم
بـر تـو وُ عَهـدِ گذشته "نظـر" هم، نکنم
تا "چراغان" بِکُنی، کوچــهٔ "مهتابم" را،
یا که "روشن" بِکُنی "دیـدهٔ" بیتابم را،
حَذَر از خاطره وُ یادِ تو عادت شدهست
از دلم گوهرِ چشمانِ تو غارت شدهست
پس نشو! سوختهٔ خاطرِ شمعِ "دگـران"
نِگَهَت در "پیِ هـر یــار" نباشَد "نِگـران"
تا که این عشقِ پریشانْ زِ دلم پاک شود
"سفری" دور کنـم؛ خاطرهها، خاک شود
#بنفشه_انصاری_پرتو
☆@parto_sher
تاريخ : سه شنبه سوم مرداد ۱۴۰۲ | 14:10 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
