༺࿇🤍࿇༻

مثلِ چشمه، سویِ دریا می‌رَوَم
بی‌دِل وُ بی‌یار وُ تنها می‌روم

زحمتِ بُغضِ غریبی می‌کِشَم
تا طلوعِ صبحِ فردا می‌روم

جرعه‌جرعه، اشکِ من پُل می‌زَنَد
از مسیرِ دشتِ رؤیا می‌روم

تا که ردِّ پایِ غم، پنهان شَوَد،
مست وُ سَرخُوش‌تَر زِ دنیا می‌روم

بس‌که از غم‌هایِ خود نالیده‌ام
ساکت وُ لال وُ به نَجوا می‌روم

چون طبیبان، لاعَلاجَم خوانده‌اند
بی‌دوایِ درد وُ بی/نا می‌روم

تا نَفَس در سینه دارم بی‌مَجال،
مَحوِ اقیانوسِ زیبا می‌روم

چون: ببینم دستِ اَمواج گِران،
سویِ حق، مثلِ مَسیحا می‌روم

هر نگاهم شد، خداحافظ، ولی:
در هوایِ آرزوها ... می‌رَوَم

هوا: حسرت

#بنفشه_انصاری_پرتو

☆@parto_sher



تاريخ : سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۲ | 22:34 | نویسنده : بنفشه انصاری |