༺࿇🤍࿇༻


زمستان آمد و پاییز، طی شد
خزانِ خسته، هم مهمانِ دی شد

شب یلدا، انار سرخ، خون شد
نگاهِ آسمان، غرقِ جنون شد

هوای سال نو بر دفترِ غم
شبیهِ لرزه‌‌هایِ مُهلکِ بَم

در ایران، پرتوِ امید مرده
نشانِ فره‌ی جاوید مرده

نشسته یاد یاران در نگاهم
غریوِ جغد غم در شامگاهم

خزان هم آمد و باران نیامد
به داد ملتِ ایران نیامد

نفس‌ها شد کبودِ درد و بیمار
نشد نخفته به دردِ خفته بیدار

نیامد عیسی‌ وُ روح‌الامینی
نشد "زنده" قناریِ حزینی

شرابِ قدسیِ عیسا مسیحا
رسیده سال نو با حرف و اما

پدر، شرمنده‌ی فرزند و مهمان
سکوتِ کودک کار و غم نان

شکسته بغض مادر در گلویش
کلیدِ قفلِ آزادی به سویش

نمای شهرِ غم، از دور عالی
نشسته گًردِ غم، بر فرش و قالی

غزل در کار شادی تنگدست‌ست
به زاری بر قبورِ غم، نشسته‌ست

نسیم سال نو! در صبحِ ایران
شده آوای غم، شامِ غریبان

#بنفشه_انصارے_پرتو
#سال_نو_میلادی
#بداهه


✰@parto_sher



تاريخ : دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ | 16:19 | نویسنده : بنفشه انصاری |