༺࿇🤍࿇༻
تویی شهزاده دیماه و خورشید
نشاندی بر دلِ من، بذرِ "امّید"
به دنیا آمدی با شعر و لبخند
لبانت زد به لبهای غزل، بند
نجاتم دادی از تنهایی و غم
به شور بوسه و بارانِ نمنم
هوایم در هوایت بیقرارست
شکوفه در زمستانم بهارست
به دنیا آمدی در نورِ مهتاب
دلم در حسرتِ آغوشِ تو آب
دلم در/بندِ چشمت انفرادیست
هوای دلبری و شعرِ شادیست
زمستان با طلوعت شد بهاری
غزل، از پرتو رویِ تو جاری
نبینم غم به قلب مهربانت
به شادی چتر عشقم سایبانت
دلم از عشق تو آباد و آزاد
جهان، را با طلوعت کردهای شاد
ببوسم هر دو چشمت را به رؤیا
بگیرم از نگاهت کام لبها
بنازم بر خدای مهر و ناهید
که بالیده به چشمان تو خورشید
نگاهت غزل شعر و شبِ نور
غم از جانِ اهوراییِ تو دور
#بنفشه_انصاری_پرتو
#زادروز
✰@parto_sher
تاريخ : یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ | 2:42 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
