࿇🤍࿇༻


در زمستانی‌ترین، شب‌های سرد
می‌زنم دل را به اقیانوسِ درد

نبضِ دل، حال و هوایِ بی‌کَسی
در جُمودِ رِخوت و دلواپسی

اضطراب و انتظار از جنسِ غم
هاله‌های مُبهمِ یک نورِ کَم

نوری از جنسِ ستاره یا شهاب
مَنظَرِ یک نورِ مَحو و بی‌نِقاب

لحظه‌ای چشمِ دلم روشن شود
دَر دَمی آن چشمه‌ها رُوزَن شود

تا که پلکم گرمِ خوابی می‌شود
در دلم "غَم" اضطرابی می‌شود

خاطره باز از دلم گُل زند
قصّه‌های کهنه را پُل می‌زند

می‌کِشَدنقشِ‌دوچشمت‌رابه‌خواب
می‌دهد اعماقِ قلبم را عذاب

می‌زنم رنگِ فراموشی به شب
تا که محصورم کند گرمای تب

تا سَحَر بیدارِ جادوی تواَم
در هوای چشمِ آهویِ تواَم

حالِ هر شب این بُوَد رؤیای تو
"ماهیِ" غمگینِ "بی‌دریای" تو


#بنفشه_انصارے_پرتو
#
بداهه


@parto_sher



تاريخ : دوشنبه دوم بهمن ۱۴۰۲ | 22:40 | نویسنده : بنفشه انصاری |