༺࿇🤍࿇༻
از لبهای خورشید بر آینهٔ دلم لبخند مینشست.
با نگاه به آسمان از پیالهٔ چشمانم
بغض پرندههای مهاجر میبارید.
و من و تو این پارادوکسِ اشک و لبخند
را زیر چترِ باران،
در کوچههای بوسه و ترانه و خاطره
جشن گرفتیم و پشت سر گذاشتیم،
هرکدام به راه خود رفتیم،
بدون سؤال و جواب و یا حتی،
خداحافظی ... از قلبهای خستهمان!!!
#بنفشه_انصاری_پرتــو
✰
تاريخ : چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۲ | 1:2 | نویسنده : بنفشه انصاری |
.: Weblog Themes By Pichak :.
