༺࿇🤍࿇༻

در نگاهش، یک سکوتِ ساده بود
مسـتِ باریدن، بـه جـامِ بـاده بود

بی‌قــرارِ نقره‌پوشِ قــرصِ مـــاه
آینـــه در آینـــه ... افتــــاده بود

تا: خبـر شد ارگِ دل، ویران شده،
زلزله در عمـقِ جان، رُخ داده بود،

بغـضِ تلخِ هـر مسـافر در وداع،
فاصـله ... در انتـهایِ جــاده بود

از پسِ دیــوار، مجنون، سایه‌وار،
چشـم‌به‌راهِ لیــلیِ دلـداده ... بود

بَهرِ هر فرهـاد و شیرین/کاری‌اَش
خسـرویی، در خلوتی آمــاده بود

پرتو! درچشمش‌چه‌دیدی‌جُزسکوت؟
در نـگاهش، یک، سـکوتِ ســاده بود


#بنفشه_انصارے_پرتــو

☆@parto_sher



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ | 1:35 | نویسنده : بنفشه انصاری |