هر فتنه به چشمان تو راهی دارد

مفتون غمت شیون و آهی دارد

 

این بغض گلوگیر و لبانِ خاموش

جادو شده‌ و بوسه به ماهی دارد

 

گیسو فکنی، مستِ گناهم خواهی،

هر میوه‌ی ممنوعه گناهی دارد

 

ابروی کمانت به دلم تیری زد

از چشمِ خماری که سپاهی دارد

 

هر بوسه‌ی تو شوقِ نیازی سرکش،

بر شانه‌ی یار وُ تکیه‌گاهی دارد

 

بس که ز دلم شمع رُخَت پوشاندی

پروانه‌ی تو حقِّ نگاهی دارد

 

هر نرگسِ شهلا که دلم می‌بوید

یک خاطره، از چشمِ سیاهی دارد

 

در رهگذرِ عُمرِ دو روزه دیگر،

آوارگیَم، کفش و کلاهی دارد

 

دنبالِ توام خسته، به زیرِ باران،

تا: در نگری، مُرده، پناهی دارد

 

#پرتو



تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ | 14:9 | نویسنده : بنفشه انصاری |