هر نگاهم از نگاهت جان گرفت

حسِّ تنهایی وُ غم، پایان گرفت

 

در شبِ پیوندِ عشقِ ما به‌ هم،

پایه‌های زندگی، سامان گرفت

 

از طلوعِ خنده‌ات، با یک نگاه،

ابرِ خوشبختی زد و باران گرفت

 

در بهارِ عطرِ گیسویت نسیم

بوسه بر جنگل زد وُ طوفان گرفت

 

کلبه‌ی احساسِ ما قصری شد وُ

سایه‌ای سویِ گُل وُ بُستان گرفت

 

لیلی و شیرین و هرچه دلربا،

در سرایِ عشقمان جولان گرفت

 

جغدِ ماتم، را پر وُ بالی زدم،

تا که از خانه، رهِ زندان گرفت

 

هر تپش، با قلبِ من همراه شو!

با تو این قلبِ یخی درمان گرفت

 

#پرتو



تاريخ : شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ | 15:53 | نویسنده : بنفشه انصاری |